داخل گوش نمى شوند پس مقصود بعضى از انگشتان است ، و ارتباط معنى مجازى با معنى اصلى ، رابطهء جزء و كل است كه كل ( انگشت ) به كار رفته ، ولى جزء ( سر انگشت ) اراده شده است و . . .
ويژگى استعاره در بين انواع مجاز اين است كه علاقه مشابهت بين معناى اصلى و معنايى كه لفظ به آن منتقل شده ، وجود داشته باشد ، و بر اساس تقسيم منطقى ما بايد نخست دربارهء مجازهاى قرآن به طور كلى و سپس دربارهء استعارات آن به بحث بپردازيم ، زيرا سخن دربارهء عام و كلى ، پيش از سخن دربارهء خاصّ و فرد صورت مى گيرد ، چرا كه عام ، جزء خاص است و خاص جزئى ، و عام ، كلى است ، و بر اساس نظر منطقيين هر عامى جزء يك جزئى است و براى اين مطلب به حيوان و انسان مثال مىزنند ، زيرا انسان ، حيوان ناطق است پس انسان از دو جزء تشكيل مىشود يكى حيوانيت و ديگرى نطق به معناى عقل و ادراك و تشخيص امور بنابر اين حيوان كه در واقع كلى است در اين جا جزء انسان - كه خود نوع جزيى مى باشد - قرار گرفته است .
و لكن ما از اين روش برتافتيم و جزئى يعنى استعاره را بر كلى يعنى مجاز مقدّم داشتيم زيرا استعاره از اين نظر كه علاقهء آن مشابهت است يكى از اقسام تشبيه شمرده مىشود كه مشبه در عموم مشبه به داخل شده است ، بنابراين تناسب استعاره با تشبيه كه پيش از آن بحث شد ، بيشتر از تناسب آن با مجاز است .
و جهت ديگرى كه استعاره را مقدّم داشتيم اين است كه آن در قرآن از شهرت و فراوانى بيشترى برخوردار است و معانى سخن را بهتر ترسيم مىكند و اسلوبهاى كلامى قرآن در آن واضحتر است و ما نمونههايى از آن را يادآور شديم .
« عبد القاهر » در كتاب « دلائل الاعجاز » فقط دربارهء استعاره و تمثيل بحث كرده و مى گويد :
« ما در اين جا به ذكر استعاره و تمثيل كه از مجاز مشهودتر و آشكارتر است بسنده مى كنيم و چون تمثيل در حدّ استعاره است بنابراين مجاز شمرده مىشود .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٣٣٧