برداشته شود و معانى آن به ذهن اعراب و كسانى كه دركشان بيشتر از آنان است نزديك شود ، زيرا كه قرآن كتاب آشكار كننده است و مىخواهد بى سوادان و ناآگاهان را به سوى علم و كتابى كه به انسان چيزهايى را كه نمىداند مىآموزد ، رهنمون سازد .
2 - در قرآن اخبار غيبى كه از گذشته يا آينده حكايت مىكند وجود دارد بخصوص آياتى كه دربارهء عذاب دردناك جهنم و نعمتهاى بهشت است كه در آن ميوه و خرما و انار و نهرهايى از عسل صاف و نهرهايى از شراب لذت بخش وجود دارد ، و . . . امّا آيا شراب و ميوههاى آن از نوع شراب و ميوههاى دنياست ؟
از « ابن عباس » نقل شده كه شراب آن مانند شراب دنيا نيست و آنچه از آن ذكر مىشود نه از نوع چيزهاى دنياست و نه از جنس آن ، و رسول خدا ( ص ) مى فرمايد :
« در بهشت چيزهايى وجود دارد كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب كسى خطور كرده است » و ما اعتقاد داريم كه اولا نعمتهاى بهشت و عذاب جهنم مادّى و محسوس است و ثانيا هيچ كدام از آنها از جنس چيزهاى دنيوى نيست بلكه بالاتر و عظيمتر است ، بنابراين الفاظى كه دربارهء آنها به كار مىرود استعاره از الفاظ دنياست براى اين كه درك آن براى كسانى كه جز محسوسات را نمىبينند ، امكان پذير باشد .
3 - استعاره مانند تشبيه موجب تنوع شيوههاى بيانى مىشود ، چه در كيفيت به كار بردن كلمهها و چه در اداى معانى ، زيرا « استعاره » بعضى از معانى را با معانى ديگر ارتباط مىدهد و يا به كلمههايى ، معناى ديگرى ، غير از معنى اصلى - نزديك و متناسب با معنى اصلى - مى بخشد ، اين تنوّع ايجاد شده بر اثر استعاره ، بالاتر از صور خيال انگيزى است كه در انواع و شيوههاى ديگر بيانى حلقهوار قارى قرآن را محاصره مىكند .
كلام خدا را در تصوّر حالت شخصى كه از گناه خويش پشيمان شده است و
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٣٣٤