مى فرمايد :
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
« مثل آنان كه فرمان عمل به تورات را دريافتند ولى زير بار نرفتند ( و به آن عمل نكردند ) در مثل به حمارى ماند كه بار كتابهاى بزرگ بر پشت كند او از آن هيچ نفهمد و بهره نبرد » 200 .
وى مىگويد : در اين جا امر غير بديهى به امر بديهى و آشكار تشبيه شده است . و وجه شبه و امر مشترك ، جهل آن دو ( مشبه و مشبه به ) نسبت به محموله خويش است و هدف ، انتقاد از كسى است كه علم را ضايع مىكند به اين كه فقط به نقل و روايت از ديگران بسنده كرده است و به فهم و درايت آن نمىپردازد » .
به نظر ما اين آيه نظرى به اين نوع تشبيه و علم و روايت و درايت ندارد ، بلكه آنچه با دقّت در صدر ذيل آن ، استفاده مىشود تنظير علم بى عمل به نادانى و جهل مىباشد چه اين كه آنان حامل علمى هستند كه از آن بهره عملى نمى برند ، بلكه بر خلافش عمل مىكنند ، آنان نور هدايت را به دوش مىكشند ، امّا خود هدايت نمىشوند ، همانطور كه الاغ كتابها را حمل و باربرى مىكند ، ولى هرگز صلاحيت انتفاع و بهرهبرى از آن را ندارد .
نكته قابل استفاده از تعبير مذكور
« حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها »
اين است كه : عمل ، بهره و ثمره علم و دانش است و عالم بى عمل در حقيقت عالم نيست ، آرى تورات بر آنان بخاطر عمل فرستاده شده . ولى آنان فقط به دانستن آن اكتفا كردند و از عمل بر طبق آن خوددارى ورزيدند ، پس در حقيقت بهرهاى از دانش و علم خود نبردهاند .
رمّانى در ادامهء بحث از انواع تشبيهات قرآن به نوعى ديگر اشاره مىكند كه « مشبّه از مشبه به » در صفتى ، ضعيفتر است و بخاطر اين كه « مشبه به » در آن صفت قوىتر است مشبه در حكم ، ملحق به آن مىشود ، مثل سخن خدا كه مىفرمايد :
وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ