ديگرى آيهء شريفه :
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ . . .
« آيا آنان كه مرتكب اعمال زشت و تبه كارى شدند ، مىپندارند كه رتبه آنان را مانند كسانى كه به خدا ايمان آورده و عمل صالح انجام دادند ، قرار مىدهيم ؟ » 203 « رمّانى » در اين دو مورد تشبيه را براى نفى و انكار مىداند ، چنان كه در موارد قبل ، آن را براى اثبات و ايجاب مىدانست ، زيرا استفهام در اينجا براى انكار و ردّ واقع ( اعتقاد آنان ) مى باشد ، چه اين كه تعمير و نگهبانى خانهء خدا و سقايت حاجيان را بر هر كارى ترجيح مىدادند و به گمان آن كه با اين كار ، ديگر نيازى به ايمان آوردن به خدا و قيامت و جهاد در راه او ندارند ، در آن با يكديگر به رقابت و همچشمى مىپرداختند ، بلكه آن را از ايمان و جهاد بالاتر مىدانستند ، با اين كه در واقع اين دو يكسان نيستند ، پس برابرى و تساوى را انكار و ردّ مىكند - زيرا كه ايمان و جهاد بالاتر است - تا چه رسد به اين كه سقايت و عمارت خانه خدا برتر باشد .
اين سخن « رمانى » در انواع تشبيه بود كه ما چون « باقلانى آن را » از او نقل كرديم زيرا اينها انواع و اقسام معتبر تشبيهات قرآنى است كه در آن ضبط و تنظيم است ، اگر چه بايد گفت كه شامل تمام اقسام آن نمىشود .
چرا كه او به جز در موارد كمى ، اهداف اساسى تشبيهات و اسلوبهاى سخن و معانى مورد نظر و حقايق طبيعى و معنوى و توصيف فرشتگان پاك و انسانهاى برگزيده را بيان نكرده است .
ما در اين جا پارهاى از تشبيهات قرآن كريم را به عنوان مثال مىآوريم كه معانى را به طور محسوس و عينى به وصف در مىآورد و نيز انديشهها را متوجّه عالم هستى و موجودات مىسازد .
اين آيه را كه در تشبيه منافقان و ترديد آنان بين حق و باطل و عدم بصيرتشان از نور پر فروغ حق و راستى است ، مى خوانيم :
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ