طور كامل بدهد ، و خدا زود به حساب اعمال همه مىرسد ، يا اعمالشان به ظلمات درياى تاريكى ماند كه امواج بعضى بالاى بعضى ديگر دريا را بپوشاند و ابر تيره بر فراز آن بر آيد و تاريكيها چنان متراكم فوق يكديگر قرار گيرند كه چون كسى دست بيرون آورد هيچ نتواند آن را ديد و هر كه را خدا برايش نور هدايت قرار نداده هرگز خود نور ندارد » 193 .
« رمّانى » در مورد تشبيه نخست در آيهء اوّل مىگويد : « در اين بيان ، امر غير محسوس به محسوس تشبيه شده است و هر دو در اين كه پندارى پوچ و باطل بوده و صاحب آن در بيچارگى و نياز شديد به سر مىبرده ، مشتركند ، و اگر گفته شود كه : « بيننده ، سراب را ، آب مىپندارد و سپس خلاف آنچه ديده بر او آشكار مىشود » اين سخن بليغ و شيوايى است ، امّا از آن بليغتر و رساتر تعبير قرآن است ، چه اين كه انسان تشنه حرص و آرزوى بيشترى براى دستيابى به خواسته خود دارد ، و كافر پس از اين آرزو با حساب خود كه او را به سوى عذاب هميشگى مىبرد ، روبرو مىشود و ما از اين حال به خدا پناه مىبريم تشبيه اعمال كافران به سراب در قرآن ، تشبيهى زيباست و به هر حال اين آيه داراى نظم و آهنگ زيبا ، الفاظ شيرين و فايده بسيار و معناى صحيح است » .
« رمّانى ) اين جهت را توضيح نداده است كه چرا تعبير قرآن در تشبيه بليغتر از تعبير اوّل ( بيننده سراب را آب مىپندارد ) مى باشد ؟ به نظر ما اين تعبير تشبيه را از بين مىبرد و بيانگر حاجت و نياز ( وجه شبه ) نيست ، امّا عبارت قرآن بيانگر ميل و حرص در طلب آب و شدّت نياز به آن است ، و اين امر در مشبه نيز وجود دارد ، زيرا كسانى كه به آيات خدا كافر شدند در وقت نيازشان به عمل صالح مىپندارند كه عملشان اين گونه است ، پس آنان مانند انسان تشنهاى مىباشند كه به دنبال آب هستند ايشان نيز به دنبال كارهاى نيكويند امّا اعمالشان چون سراب ، واقعيت و حقيقت ندارد .
اين تشبيه حاكى از حيرت و سرگردانى كافران است به طورى كه امر غير واقعى را واقعى مىپندارند ، اين حالت در آيه بعد مورد تأكيد قرار مىگيرد آنجا كه مىفرمايد :
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٣١٠