ما برخى از آيات مربوط به احكام را در گذشته خوانديم و ديديم با اين كه از نوع استعمال حقيقى و نيز از هر گونه « محسنّات بديعيه » و آرايشهاى سخن به دور بوده ولى با اين همه برتر از هر سخنى به شمار مىرفت ، چه اين كه سخن خدا فى نفسه زيبا و در خور تحسين است و نيازى به آرايشهاى مصنوعى و اصطلاحى ندارد ، چرا كه آن بالاتر از صنع و توان بشر و اصطلاحات دانشمندان است و ديگران از دانش بى كران آن مىآموزند اگر چه توان هماوردى و رسيدن به مقام آن امكان ندارد .
اينك دربارهء تشبيه قرآن سخن مىگوييم :
« رمّانى » در رسالهء « النكت فى اعجاز القران » مى نويسد : « تشبيه عبارت است از اين كه يكى از دو چيز جانشين ديگرى در امرى حسّى يا عقلى شود » .
لكن اين تعريف به نظر من به نظر دانشمندان علم بلاغت كه پس از « ابو الحسن رمّانى » ( متوفاى سال 386 ه ) آمدهاند ، درست نيست و آنان تشبيه را اينگونه تعريف كردهاند :
« تشبيه عبارت است از اين كه يكى از دو چيز به جاى ديگرى در امرى مشترك بين آن دو ، قرار گيرد كه آن امر مشترك در دوّمى گوياتر و روشنتر باشد ، مانند اين كه بگوييم : « على در شجاعت بسان شير است » كه صفت شجاعت در شير روشنتر است ، پس نمىتوان گفت : يكى به جاى ديگرى در صورت يا معنا قرار گرفته است » .
« رمّانى » در ادامهء سخن خود مىگويد :
« شعرا در باب تشبيه از يكديگر برترى و فزونى جستهاند و از راه تشبيه كه داراى مراتب مختلفى در زيبايى است مىتوان ميزان بلاغت سخنوارن را به دست آورد ، پس بلاغت تشبيه عبارت است از جمع بين دو چيز در امر مشترك ( مشبّه و مشبّه به ) كه هر دو را در برگيرد » آنگاه اقسام و انواع تشبيه را بر مىشمرد و مىگويد :
« نوع اوّل تشبيه و تنظير امر معقول و غير محسوس است به محسوس ، مانند
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٣٠٧