مرتبه بلاغت حقيقى - نه نسبى - قرار دارد ، پس خداوند نخست پيامبرش را مورد خطاب قرار داده و سپس مسلمانان را ، آن هم به صورت جمع ، تا اين كه مسلمانان در هنگام بروز چنين مشكلاتى ، در كنار هم گرد آيند و در امر خير و تقوا با يكديگر همكارى و مشورت كنند و نيز فرمان داده كه ( از سوى مرد ) با زن مدارا شود و در زمان اتّصال به عدّه او را طلاق ندهد و همچنين در مدّت عدّه ، كه در حال اضطراب و يأس و رجا به سر مىبرد وى را آزار ندهد ، در دنباله آيات نيز احكام مربوط به مدارا كردن با زن يكى پس از ديگرى ذكر مىشود .
تعبيرات زيباى قرآن هميشه پر فروغ است و شيرينى نغمههاى آن در جان آدمى همچون آب گوارا و پاكيزه ، مى نشيند همانطور كه احكام آن با حالت پند و اندرز و هدايت به حق و راستى و با انسجام و هماهنگى كامل ، در قلب و انديشه انسان جاى مىگيرد .
اگر در نخستين نظر بيان احكام پشت سر هم ، به ويژه احكام دقيقى چون مسائل زناشويى - در كلام مردم ، تاريك و از هم بيگانه به نظر مىرسد ، امّا اين در سخن مردم است و لكن سخن خدا هماهنگ ، پر فروغ ، ريشهدار و منظم است چرا كه آن شفابخش دلهاى جريحهدار و پاك كننده رذايل نفس و نيز پند دهنده و هدايتگر به سوى عدل و تنظيم كننده مسائل خانوادگى از نظر سلامت و بقا و يا جدايى و خاتمه آن است و خداى دانا و خبير از عيب و نقص منزّه است .
تشبيه در قرآن
تاكنون به اين نكته رسيديم كه تشبيه در قرآن معيار سنجش بلاغت نيست ، زيرا بلاغت عالى قرآن ، همچنان كه در حال تشبيه و استعاره و مجاز به چشم مى خورد ، در هنگامى كه كلام بدون اينها باشد نيز وجود دارد كه بهترين نمونهء آن آيات مربوط به احكام است و همچنين گاهى در داستانها و استدلالات و برخى ديگر از مطالبى كه در آينده به آن خواهيم پرداخت استعمال حقيقى ديده مىشود .