شده است ، كه در آن هيچ گونه ناسازگارى به چشم نمىخورد ، بلكه بيانگر اتّحاد ، محبّت و وابستگى است ، پس فلسفهء تحريم ازدواج در موارد مذكور ، بر قرارى دوستى و محبّت است و از اين نظر است كه پسرى با پدرش دشمن نشود و به او دشنام نگويد و نيز پدرى در حق پسرش ستم نكند .
و اين ويژگى قرآن يعنى : مقابله و مقايسه حقايق با يكديگر در بيان ، و هماهنگى در عبارات بدور از هر گونه بيگانگى و تنافر حقيقى ثابت و غير قابل انكار است و اين امتيازات درخشنده و تابناك ، در كلمات قرآن نيز به چشم مى خورد . حال كه آيات ازدواج و زناشويى را ذكر كرديم ، آيات مربوط به احكام جدايى و طلاق را نيز مىخوانيم ، خداوند مىفرمايد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ
. . .
سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً .
« اى پيامبر ! ( امّت را بگو ) هر گاه زنان را طلاق دهيد ، در دوران عدّه ( زمان پاكى از خون بدون آميزش ) آنان را طلاق دهيد و ايّام عدّه را بشماريد و از خداى آفريدگارتان بترسيد و آنان را ( تا در عدّه به سر مىبرند ) از خانه بيرون نكنيد ، مگر اين كه كار زشتى آشكارا مرتكب شوند ، اين حكمها حدود شرعى خداست و هر كه از حدود الهى در گذرد به خويشتن ستم روا داشته است تو ندانى شايد خدا پس از طلاق كارى از نو پديد آرد ( و ميل رجوع در شما ايجاد كند ) آن گاه كه مدّت عدّه را به پايان رساندند باز به نيكويى نگاهشان داريد ( رجوع كنيد ) يا به خوبى رهايشان سازيد و نيز بر ( طلاق آنها ) دو مرد مسلمان را گواه گيريد ، به اين حكم آن كس كه به خدا و روز قيامت ايمان آورد ، پند داده مىشود و هر كه تقواى خدا پيشه كند ، خدا راه بيرون شدن ( از گناهان و سختيها ) را بر او مىگشايد و از جايى كه گمان ندارد به او روزى عطا كند و هر كه بر خدا توكّل كند ، خدا او را بس است كه خدا امرش نافذ و روان است و براى هر چيز قدر و اندازهاى معيّن كرده است .
و از زنان شما آنان كه از حيض نوميد شدند ، اگر در اين امر باز شك داريد عدّه ( طلاق ) آنان سه ماه است و نيز زنانى كه حيض نديده باشند ( لكن سن آنان آمادگى آن را داشته باشد ) آنها هم سه ماه عدّه نگه دارند و زنان باردار مدّت