قرار دارد ، ذكر مىشود ، و به دنبال آن حكم ازدواج با فرزندان اجداد يعنى عمّهها و سپس خالهها مىآيد ، و به اين ترتيب ذكر هر گروه زمينه را براى ذكر گروه بعد آماده مىسازد و ذهن را به اقتضاى تداعى معانى به سوى آن متوجه مىسازد و هماهنگى و ارتباط كامل بين الفاظ و معانى بر قرار مىشود .
در اين آيه مادر رضاعى چون مادر نسبى ، محسوب شده است ، زيرا اگر اين يكى فرزند را در دوران جنين در شكم خود پرورانيده و از خون خود او را تغذيه كرده است ديگرى نيز فرزند را در دامن خود قرار داده و از شير خويش او را در دوران شير خوارگى ، تغذيه كرده است ، و بدين وسيله مانند مادر نسبى ، استخوان فرزند را محكم كرده و گوشت او را رويانيده است .
پس به اقتضاى تداعى معانى ، با تعبيرى موجز و مختصر و رسا ، حكم تحريم و پرهيز از ازدواج با مادران رضاعى و خواهران رضاعى كه با او از يك پستان شير خوردهاند ، بيان شده است .
و بر اساس ترتيب و نظم معنوى پس از ذكر حكم بستگان نسبى ، به بيان حكم بستگان سببى ( مصاهره ) مى پردازد و سخن را از مادر زن آغاز مىكند ، آنگاه چون ذهن بعد از تحريم نكاح با مادر زن ، به سراغ حكم ربيبه ( دختر زن ) مى رود - چه اين كه نام مادر ، انسان را به ياد حكم ازدواج با دختر مىاندازد - لذا پس از بيان تحريم ازدواج با مادر زن ، تحريم ازدواج با دختر زن را نيز اعلام مىكند ، و حكمت تحريم آن را ، تربيت در دامان مرد ، چون دختر خود مىداند .
پس از آن كه حكم مادر زن و دختر او ، و همسر پدر را ذكر مىكند ، براى تكميل بحث و به اقتضاى قانون تداعى معانى ، حكم ازدواج با همسر فرزند را يادآور مىشود .
و به اين ترتيب مشاهده مىكنيم كه هر معنايى ، معناى بعدى را تداعى مىكند و همه آنها با ترتيب و روشى جامع و سيستم بيانى بى نظير ، پشت سر يكديگر قرار مىگيرند ، و ما هنگامى كه اين آيات را به طور كامل قراءت مى كنيم ، مى بينيم كه مسائل ازدواج با اسلوبى كامل و طرز بيانى بى نظير بيان
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 302
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٣٠٢