تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
با ايمان ( و آزاد ) بگيرد ، پس با كنيزان با ايمان كه مالك آن شديد ، ازدواج كنيد ، خداوند به مراتب ايمان شما آگاهتر است بعضى از شما ( گر چه بنده باشد ) از جنس بعضى ديگرست ( اگر چه آزاد باشد ) پس با كنيزان مؤمنه با اذن صاحبش ازدواج كنيد و مهر آنها را بدانچه معين شده است بدهيد ، كنيزانى كه عفيف باشند نه زناكار و نه رفيق دار ، پس چون شوهر كردند چنانچه عمل زشتى از آنها سر زند ، بر آنها نصف عذاب زنان آزاد است ، اين حكم ( ازدواج با كنيز ) براى كسى است كه بترسد كه به رنج بيفتد و اگر صبر كنيد ( و با زن آزاد ازدواج كنيد ) براى شما بهتر است و خدا بخشنده و مهربان است » 190 . در اين بخش از آيات احكام ، مجاز يا تشبيه به كار نرفته است و در عين حال از نظر بلاغت در حدّ اعجاز قرآن است ، زيرا هماهنگى كامل بين الفاظ و معانى آن وجود دارد به طورى كه هر كلمه‌اى از آن كه داراى حكمى است به حكمى كه پس از آن مىآيد اشاره دارد و نيز در آن فلسفه و حكمت احكام شرعى و محرماتى كه در زمان جاهليت نزد آنان حلال بوده ، بيان مىشود مانند ازدواج با كسى كه به سببى از اسباب داراى همسر مىباشد ، و خداوند به خاطر اهميّت اين نوع ازدواج حرام ، سخن را از آنجا آغاز كرده و به تحريم آن ، كه در جاهليت روا بوده پرداخته است ، زيرا چيزى كه در ابتداى سخن ذكر مىشود داراى تأثير زيادى است خداوند سبحان آن را كار زشت شمرده است ، زيرا نزد طبيعت سالم و اخلاق نيكو ، امرى ناپسند است و مردم آن را مبغوض مىشمارند ، و يا هر كه آن را انجام دهد او را دشمن مىدارند ، و لذا عرب آن را « نكاح مقت » مى ناميد ، پس با اينكه به گمان افراد جاهليت حرام نبود ، در عين حال آن را كارى ناپسند و زشت مىدانستند ، و بزرگواران مرتكب آن نمىشدند . و هنگامى كه در آيهء فوق تحريم ازدواج با مادران بيان شد ، ذهنها به دنبال حكم ازدواج با دختران رفت كه آيا حلال است يا حرام ؟ و به دنبال اين توجّه و نياز ، حرمت ازدواج با دختران اعلام شد و پس از آن حرمت ازدواج با خواهران يعنى : فرزندان پدر و مادر ، كه رابطه و علاقه با آنان در رتبه پس از رابطه با فرزندان