تحت فرمان حق و ساير چيزهايى كه انسان را مستقيما با حقايق آشنا مىسازد مى باشد .
به هر حال موارد استعمال حقيقى در قرآن ، كمتر از مواردى كه در آن از تشبيه يا استعاره و يا مجاز به كار رفته ، نيست ، زيرا علاوه بر بلاغتى كه صفت فراگير همه الفاظ قرآن است در هر كدام از آنها اهداف و معانى ويژهاى وجود دارد و اين اعجاز كتاب خداست ، كه هيچ كس - گرچه جنّ و انس را به يارى بخواند - نمىتواند مثل آن را بياورد ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
188 « در اين زمينه « باقلانى » در كتاب « اعجاز القرآن » مىگويد :
« نظم و هماهنگى شگفت و اسلوب عجيب قرآن ، در همهء بخشها و انواع تعبيرات آن از قبيل : داستانها ، پندها ، استدلالات ، حكمتها ، احكام ، بخشودن ، انذار ، وعد ، وعيد ، بيم ، مژده ، اوصاف ، تعليم اخلاق نيكو و عادتهاى عالى و روشهاى مرسوم و معمول و . . . به چشم مىخورد ، و كلام سخنور كامل و شاعر گرانمايه و سخنران فصيح ، به حسب حالات ، موقعيّتها ، مختلف و گوناگون مىشود » .
وى پس از بيان اين نكته كه انسانهاى سخنور ، كلامشان يكنواخت نيست ، بلكه در برخى از موارد شيوا و بليغ سخن مىگويند ، و گاهى نارسا و غير گويا ، مىگويد :
« ما پس از دقّت در نظم و اسلوب قرآن دريافتيم كه در تمامى انواع سخن و گوناگونى كلام به طور يكسان داراى نظم و هماهنگى شگفت و عالى است ، و همهء آنها در عالىترين و برترين مرتبهء كلام قرار دارند .
و همين طور پس از نگرش در انواع خطاب قرآن ، در آيات بلند و كوتاه ، ديديم كه اعجاز در تمامى آنها به طور يكسان و بدون اختلاف وجود دارد ، و حال آن كه سخن مردم در هنگام تكرار يك داستان به طور آشكار و فراوان تفاوت و اختلاف پيدا مىكند ، امّا در قرآن هنگامى كه يك داستان را تكرار مىكند ، هيچ گونه ناهماهنگى و اختلاف در آن ديده نمىشود ، بلكه در نهايت