زنده كند .
بنابر اين ( خداوند در اين آيه ) جهل يا تجاهلشان را نسبت به اين حقيقت ، انكار و ردّ مىكند و نتيجة نفى در اين آيه براى ردّ حالت تجاهل است و آنان را براى اين كار مورد سرزنش قرار مىدهد و بر آنها لازم مىدارد كه اين حقيقت را بشناسند تا هميشه به ياد قدرت خدا باشند ، كه او آنان را از راه صلب پدران و رحم مادران آفريد ، و بدانند كه او مىتواند دوباره ايشان را زنده كند .
نمونهء ديگر از استفهامى كه داخل بر نفى شده و مصداق « نفى نفى ، مفيد اثبات است » پيدا كرده ، سورهء « انشراح » است كه به اين حقيقت اشاره دارد كه خداوند ، كارهاى پيامبرش را مىبيند و نبايد او از رحمت خدا مأيوس باشد ، زيرا او تحت ولايت و سرپرستى خداست و عمل چنين كسى از بين نمىرود .
خدا مىفرمايد :
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ
« آيا سينهات را برايت نگشوديم ؟ و بار گرانت را از پشتت برنداشتيم ؟
بارى كه بر پشت تو سنگينى مىكرد ؟ آيا تو را بلند آوازه نساختيم ؟ پس ، از پى دشوارى آسانى است هر آينه از پى دشوارى آسانى است ، چون از كار فارغ شوى به عبادت كوش و به پروردگارت مشتاق شو » 187 .
استفهام در اين سوره براى انكار و نفى وقوع اين امر است كه : « خداوند متعال سينهاى گشاده به پيامبر ( ص ) نداده است تا بتواند وحى را دريافت كند » و چون انكار خود نفى است و نفى در نفى مفيد اثبات ، بنابر اين معناى آيه اين است ، « قد شر حنالك صدرك » .
در پايان اين بحث از تصريف و تنوّع سخن در قرآن چنين مىگوييم كه :
استفهام بابى از تصريف قول و گوناگونى تعبير در قرآن و نيز نشانهاى از اسرار عظيم اعجاز قرآن است ، برخى از آنها هماهنگ با روش و سياق صحيح عربى است ، لكن در بين سخنوران پيش از نزول قرآن وجود نداشته و به نظر من بيشتر صيغههاى استفهام در قرآن ، پيش از آن به كار نمىرفته است .