تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
در كلمهء
« أَ لَمْ يَأْتِكُمْ »
همزه استفهام بر « لم » نافيه داخل شده است ، و موضوع مورد پرسش عبارت است از : « نرسيدن حكايت گذشتگان » و اگر سياق و ترتيب لفظى آيه را دنبال كنيم ، پى مىبريم كه پرسش از عدم وقوع است و معنايش اين است كه : به شما نرسيده است ، بنابر اين اگر استفهام براى تقرير يا تنبيه باشد ، مفادش اين است كه اخبار آنان به شما نرسيده است ، و اين سبب تشويق مخاطبان براى پيگيرى و شناخت حكايت گذشتگان مىشود و لذا پس از آن به بيان سرگذشت برخى از پيامبران گذشته مىپردازد ، تا هر كه به دنبال اين مسائل است از واقعيتهاى آنها با خبر شود و درس بگيرد . جملهء « نفى نفى ، مفيد اثبات است » بين نويسندگان علم بلاغت رواج دارد و آن را بر استفهامى كه بر سر فعل منفى داخل شده است ، منطبق مىكنند ، يعنى استفهام را نفى به شمار مىآورند و با ضميمه فعل منفى ، جمله اثباتى مىشود . اگر استفهام براى انكار وقوع فعل باشد ، اين سخن آنان صحيح خواهد بود زيرا انكار منفى ، مثبت خواهد شد و ما گفتيم در همين حال ، استفهام حاكى از تنبيه و اقرار نسبت به چيزى كه مورد سؤال واقع شده ، مىباشد ، امّا اگر استفهام بر نفى داخل شود ، مخاطب را وادار و تشويق به آن امر منفى كه استفهام بر او داخل شده مىكند ، چنان كه در آيهء شريفه :
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ . . .
ديديد ، و گاهى نيز براى تشويق و تحريص به فراگيرى علمى است كه بعد از استفهام مورد نفى واقع شده ، نظير آنچه كه در آيهء
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ . . .
آمده بود . گاهى نيز تشويق و ترغيب به كارى است كه هنوز وجود نيافته ، يا فقط مقدمات آن تحقق پيدا كرده است و اين غالبا در هنگام نفى امر مستقبل و آينده است مثل :
أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ وَ يُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ