تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
خدايى بخوانيم ؟ . . . » 182 . كه چون كلمه پس از حرف استفهام فعل ( ندعوا ) است ، لذا مورد سؤال و انكار همان فعل است ، و اگر فعل در خارج انجام شده باشد و مورد ترديد و پرسش ، فاعل و انجام دهندهء كار باشد ، در آن صورت فاعل پس از ادات استفهام قرار مىگيرد مثل سخن قوم ابراهيم ( ع ) به او در هنگامى كه بتهاى خود را قطعه قطعه ديدند .
أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ
« اى ابراهيم ! آيا تو با خدايانمان اين چنين كردى ؟ » 183 در اين جا در هم شكسته شدن بتها در برابر ديدگانشان قرار داشت ، و نيازى به سؤال نداشت امّا به دنبال فاعل و انجام دهنده اين كار بودند تا او را شناسايى كنند . در اين روش بيانى قرآن مشاهده مىكنيم كه در
« أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا »
همزه استفهام داخل بر فعل منفى شده است ، و اگر همزه براى تنبيه يا تقرير يا توبيخ و سرزنش بر عدم نگرش آنان باشد - كه همين وجه در نظر من بهتر است - طبعا براى انكار وقوع يا انكار واقع خواهد بود و اگر آنان به خاطر عدم نظر و دقت در آيات مورد سرزنش قرار مىگيرند ، نتيجه آن دعوت و ترغيب به نظر و نگرش است . نمونهء ديگرى از استفهام كه بر نفى داخل شده ، سخن خداى متعال در بخش قصه‌هاى قرآن ، كه مىفرمايد :
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ وَ قالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيبٍ قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« آيا سرگذشت پيشينيان شما مثل قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها آمدند و جز خدا كسى بر احوالشان آگاه نيست ، به شما نرسيده است ؟ كه پيغمبرانشان آيات و دلايل روشن بر آنان آوردند و آنان ( با تعجب و استهزا ) دست به دهان فرو برده و گفتند : ما به آنچه شما مأموريد ، كافريم و در آنچه دعوت مىكنيد شك و ترديد داريم ، و رسولان در پاسخ گفتند : آيا در خدا كه آفريننده آسمانها و زمين است ترديد داريد ؟ » 184 .