خودشان - خداوند انجام مىدهد ، شركا توانايى آن را دارند ، آنان با زبان حال پاسخ منفى مىدهند زيرا مىبينند كه شركا سود و زيانى ندارند .
سؤال بعدى از كسى است كه بار اول كاينات را آفريده و دوباره نيز آن را زنده مىكند . در پاسخ با زبان حال مىگويند : خدا .
و به اين ترتيب مشاهده مىكنيم تمام اين استفهامها و پرسشها براى توجّه دادن به حقايق است ، و وقتى كه عقلها و انديشهها به حقايق دست يافت ، بدون انحراف به آنها گرايش پيدا مىكنند .
و به گمان من پس از آن كه قرآن نازل شد و مردم با روشها و اسلوبهاى آن آشنا شدند ، يكى از بهترين روشهاى آموزش ، آموختن و آگاه كردن دانش آموزان به روش استفهام و پرسش بود ، بنابر اين استفهام و پرسش در قرآن نشان داد كه بهترين و استوارترين روش براى درك و توجه دادن به واقعيتها و نيز آماده كردن ذهن براى پذيرش معانى و حقايق علمى ، همان روش استفهام و يا پرسش و پاسخ است .
قرآن كريم در استفهام روشى را پيموده ، كه در ميان عرب قبل از نزول قرآن رايج و متداول نبوده است ، امّا پس از نزول آن ، اين روش - نه در حدّ كمال قرآن - در ميان آنان رواج پيدا كرد ، و آن عبارت است از داخل شدن ادات استفهام بر حرف نفى ، مثل اين آيات :
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ تَبْصِرَةً وَ ذِكْرى لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ رِزْقاً لِلْعِبادِ وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ
« آيا ( منكران بعث ) آسمان را فراز خود نمىنگرند كه ما چگونه آن را محكم بنا نهادهايم و به زيور ستارگانش آراستهايم و هيچ شكاف و خللى در آن نيست ؟ و زمين را نمىنگرند كه آن را بگسترديم ، و در آن كوههاى بلند بيفكنديم و هر نوع گياه با حسن و طراوت از آن برويانديم ، براى عبرت و تذكر هر بندهاى كه به سوى خدا انابه كند و از آسمان آب ( باران ) با بركت را نازل كرديم و باغهاى ميوه و خرمنها از كشت حبوبات و نيز نخلهاى بلند