تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
خرما كه داراى شكوفه‌هاى برهم نهاده است ، به جهت روزى بندگان ، برويانديم و به باران ، زمين مرده را زنده كرديم ، و اين گونه است بيرون آمدن ( مردگان از قبرها در قيامت ) 181 . در اين جا « همزهء استفهام » بر « لم نافيه » داخل شده ، و بين آن دو ، « فاء » قرار گرفته است و آن دلالت بر اين دارد كه سؤال متفرّع و مترتّب بر جملهء قبل ، يعنى دربارهء شگفتى آنان از بعث و دوباره زنده شدن است ، آنها مىگفتند : « آيا ما پس از آن كه مرديم و يكسره خاك شديم ( باز زنده مىشويم ؟ ) اين بازگشت بسيار بعيد است » . آنان با ديدن حق آن را تكذيب كردند ، پس آيات بعدى در قالب استفهام به ردّ آنان و اثبات مطلب مورد انكارشان پرداخته است . بنابر اين حرف « فاء » بر اين دلالت دارد كه استفهام در اين آيه نتيجه اظهار پيشين آنان مىباشد ، امّا به خاطر اين كه حرف استفهام صدرنشين است ، « فاء » پس از آن قرار گرفته است ، اگر چه از نظر معنا بر حرف استفهام مقدم است . مفاد استفهامى كه داخل بر نفى مىشود ، تحريص و ترغيب بر دقّت و نظر است ، زيرا در ابتدا پرسش از نفى نظر است و تثبيت عدم نظر است و وقتى ثابت شد كه آيات خدا در هستى تنها در سايه نظر و نگرش ، شناخته مىشود پس استفهام و نفى دلالت بر اثبات يعنى طلب نظر دارند ، و معناى آيه بنابر اين منطق صحيح چنين است . « شما تاكنون در آيات خدا نمىنگريستيد ! امّا پس از اين بر شما لازم است كه بر آنها بنگريد » و از استفهام كه بر نظر نكردن داخل شده ، فهميده مىشود كه آنان نظر نمىكردند ، و در علم بلاغت گفته‌اند كه : استفهام هميشه و بلافاصله بر امر مشكوك و مورد سؤال داخل مىشود ، بنابر اين اگر كلمه پس از استفهام فعل باشد ، سؤال نيز از فعل است ، مثل سخن موحّدان به بت پرستان :
أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا . . .
« آيا به جز اللّه ، كسانى را كه نه سودى برايمان دارند و نه زيانى ، به