صورت جمع آورده شده است تا همه مردم و همه مخاطبان را در بر گيرد ، بنابراين مفاد آيه چنين است :
« آيا ديدى اى پيامبر مردم را در حالى كه در معرض عذاب فراگير الهى يا عذاب ويژه ستمكاران قرار گرفتند ، ستمكارانى كه بر خودشان و بر مردم و بر عقل ستم روا داشتند و گمراه شدند و بسيارى را گمراه كردند و در زمين به فساد پرداختند و خداوند فساد را دوست ندارد » .
دوّم : سخن خداى متعال
« هَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ »
استفهام انكارى است يعنى : انكار واقع ، و مقصود اين است كه : هلاك نمىشوند مگر ستمگران ، و آوردن صفت ( ظالمون ) در آيه ، نشانهء علّت استحقاق هلاكت و نابودى آنهاست يعنى : به خاطر ظلم و ستمگرىشان ، هلاك شدند و اين ذكر سبب ، تأكيد نفى مىباشد .
در جاى ديگر از قرآن نيز اين گونه استفهام كه « تاى خطاب » و « كاف » در كنار هم قرار دارند وجود دارد ، با اين تفاوت كه هر دو مفرد به كار رفتهاند ، خداوند مىفرمايد :
أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا قالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً
« ابليس به خدا گفت : مرا بگو آيا اين آدم خاكى را بر من فضيلت و برترى دادى ؟ اگر اجل مرا تا قيامت به تأخير افكنى ، و بر همهء فرزندان آدم - به جز اندكى - چيره مىشوم و آنان را از بيخ و بن مىكنم ، خدا به او گفت : دور شو ! پس هر كه از آنان تو را پيروى كند ، با تو به دوزخ كه ، پاداش كامل شماست كيفر خواهد شد » 171 .
خداوند سبحان در اين جا سخنان ابليس را كه با خدا گفتگو مىكرد نقل مىكند ، و استفهام براى تقرير و تثبيت واقع است نه نفى آن ، و « كاف » بنابر قول « زمخشرى » براى تأكيد بيشتر به كار رفته است ، ما نيز همين قول را در اين جا انتخاب مىكنيم ، زيرا « تاء » و « كاف » هر دو مفردند ، در نتيجه مؤكّد ( كاف ) و مؤكّد ( تاء ) از نظر افراد و جمع ، با هم موافقند ، ولى در