قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِهِ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ
« بگو اى پيامبر اگر خدا گوش و چشمهاى شما را گرفت و مهر بر دلهاى شما نهاد ، آيا غير خدا ، خدايى هست كه اين نعمتها به شما باز گرداند ، بنگر ما چگونه آيات خود را گوناگون و متنّوع بيان مىداريم باز آنان روى مى گردانند ، بگو : چه خواهيد كرد اگر عذاب خدا شما را ناگهان ، يا آشكار در رسد آيا كسى جز ستمكاران هلاك خواهد شد » 170 .
اين آيات در بردارندهء چند استفهام است كه نخستين آن ، استفهام تقريرى است يعنى تقرير و تأكيد رؤيت و شناختى كه گويا از آن سؤال شده باشد و آنان پاسخ مثبت بدان داده باشند ، بنابراين ، تقرير با بهترين و برترين دليل يعنى اقرار و تصديق ، همراه است و استفهام دوّم يعنى :
إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ
در جاى استفهام نخست يعنى : « قل أرايتم » بوده و از نوع استفهام انكارى محسوب مىشود يعنى : خدايى به جز « اللّه » وجود ندارد تا آن نعمتها را به شما باز دهد ، بنابر اين علاوه بر نفى و انكار ، در بردارنده اقرار و تصديق از سوى شنوندگان است به اين كه خدايى جز او نيست و اظهار شگفتى از كسانى كه اين حقيقت را نمىپذيرند ، لذا اين خود به جاى دليل و برهان است .
استفهام سوّم در آيه عبارت است از جملهء :
انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ
اين استفهام ، استفهام توجيهى ، تنبيهى و تقريرى نام دارد كه نظراتشان را به دلايل گوناگون و آيات متنوع و روشن قرآن ، يا آيات مختلف الهى در پهنه هستى ، جلب مىكند ، و تصوّر و دريافت اين آيات جز با فراخواندن به دقت و نظر در آنها ، امكان پذير نيست اين فراخوانى در قالب استفهام بيان شده است و در بردارنده حال مشركان از نظر نپذيرفتن و ردّ حقيقت است ، زيرا آنان با اين همه تنوع و نو آورى آيات كه نظرها را به سوى خود جلب مىكند ، باز به خاطر لجاجت و ناسپاسى و دشمنى با حق ، از آن اعراض مىكنند و اين آيات به