أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ
« آيا ديدى آن كس ( وليد بن مغيره ) را كه روز جزا را انكار مىكرد ؟ اين همان مرد است كه يتيم را به جفا از خود مىراند و كسى را بر اطعام مسكين ترغيب نمى كند ، پس واى بر آن نماز گزاران كه از نمازشان غفلت دارند آنان كه در كارهاىشان ريا مىكنند و زكات و احسان را از فقيران باز مىدارند » .
اين استفهام تقريرى ، رؤيت آگاهانه و شناخت پيامبر ( ص ) را تأكيد و تثبيت مىكند ، زيرا معناى « أرايت » ، « لقد رأيت الذين يكذبون بالدين » است و ذكر عبارت در قالب استقهام براى تأكيد شناخت كسانى است كه داراى اين صفات عجيب و بهم پيوسته هستند آن چنان كه گويا از يكديگر جدا نمى شوند و باهمند ، پس تكذيب و اعتقاد نداشتن به روز جزا ، وصف كسانى است كه ايمان به حق و راستى ندارند و در پرتو آن به هدايت دست نيافتهاند و خوى آنان ، گريز از مردم است و به ضعيف و زير دست رحم نمى كنند و يتيم را با خوارى و درشتى از خود مىرانند و از هر نوع كمكى جلوگيرى مىكنند ، زيرا زكات و انفاق ، كمكى است از سوى ثروتمندان به بيچارگان ، و نيز دلهاشان ، حتى در حال نماز نزديك به خدا و به ياد او نيست ، و نمازشان مايهء عذاب و سبب دورى آنان از خداست نه نزديك شدن به او ، و در كارهاىشان ريا و خودنمايى مى كنند و ريا ، شرك پنهان است پس صدقه و روزه ريايى ، شرك به خداست .
استفهام در اين آيه تنها براى تقرير نيست ، زيرا مفاد آن اين است كه مثلا مخاطب از رؤيت و شناخت ، سؤال كرده و متكلم بدان پاسخ مثبت داده است ، بنابراين علاوه بر تقرير و تأكيد ، تصديق و گواهى متكلّم را نيز به همراه دارد ، و اضافه بر آن ، اشاره به صفات پست و زشت اين منكران روز جزا دارد يعنى :
راندن يتيم ، باز داشتن حق مسكين ، نماز از روى غفلت ، ريا و خودنمايى و بازدارى از هر نوع كمك واقعى .
نمونهء ديگر استفهام تقريرى كه آدمى را متوجّه حقايقى كه بدان اشاره دارد مىكند ، اين آيات است :