ساير مردم خواهد شد ، خداوند سبحان در مقام ردّ اين عقيده مىفرمايد :
ايمان به خدا و پيامبر و پيكار و جانبازى در راه او و يارى حق ، برابر با سقايت و نگهبانى و تعمير نيست ، اگر چه اينها براى خانه كعبهاى باشد كه جاى بازگشت مردم و محلّ امن است ، پس ايمان و عملى كه در جهت نفع مردم و حمايت و طرفدارى از حق باشد ، از ارزش والايى برخوردار است .
اين حقيقت را خداوند ، در قالب استفهام انكارى بيان كرده است ، تا علاوه بر ردّ اين تساوى ناعادلانه و توبيخ آنان ، باطل را رسوا و حق را تثبيت كند و درجه ايمان و جهاد را بالاتر از هر چيز ديگر قرار دهد .
نوع ديگرى از استفهام در قرآن نيز وجود دارد كه گاهى مشركانى كه ايمان به خدا و قيامت ندارند ، حقيقتى را كه نزد آنان محال است و آن را بعيد مىدانند به صورت استفهام مطرح مىكنند ، مانند اين آيه :
وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ وَ يَقُولُونَ مَتى هُوَ قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً
« آنان گفتند : آيا چون ما استخوان پوسيده شويم باز روزى از نو زنده و برانگيخته خواهيم شد ؟ اى رسول ما بگو : شما سنگ باشيد يا آهن ، يا خلقى سختتر از سنگ و آهن ( باز به امر خدا زنده مىشويد ) پس به زودى خواهند گفت : چه كسى ما را زنده مىكند ؟ بگو : همان خدايى كه اوّل بار شما را آفريد آنگاه آنها ( از روى استهزا ) سرهاى خود را بجنبانند و بگويند : پس اين وعده كى خواهد بود ؟ بگو : اين حادثه از حوادث نزديك باشد » 168 .
نمونه ديگر اين نوع استفهام در سورهء رعد بيان شده است :
وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
« اگر تو در شگفت مىآيى ، شگفت سخن ايشان است كه مىگويند : آيا ما چون خاك شديم باز از نو آفريده خواهيم شد ، اينان هستند كه به خداى خود كافر شدند و هم اينان زنجيرهاى قهر و عذاب بر گردن خود نهادند و هم اينان