تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
اصحاب دوزخ و در آن همواره معذبند » 169 . اين استفهامها ، از نوع استفهام انكارى است و چنان كه ديديم مشركان ، زنده شدن پس از مرگ را منكر شدند و آن را فى حد ذاته محال و بعيد دانستند و براى تقويت ادّعاى خود حال مردگان را توصيف مىكردند كه بدنهاى آنان زير و رو شده و به استخوان ريزه تبديل شده‌اند ، و مىپنداشتند كه اين توصيف ، انكار و تبعيد قيامت و برانگيخته شدن را توجيه مىكند ، و با شگفتى مىپرسيدند : چه كسى اين مردگان را از گورهاىشان برمىانگيزاند ؟ و در آخرين آيه‌اى كه قراءت كرديم خداوند مىفرمايد : جاى تعجّب در سخنان آنان است كه قيامت و زنده شدن مردگان را انكار مىكنند ، امّا پذيرفتن آن شگفتى ندارد ، زيرا آن ، فلسفه هستى است و انسانها عبث و بيهوده آفريده نشده‌اند ، و اگر آفرينش نخست ، عجيب نيست ، زنده شدن دوباره نيز جاى تعجّب ندارد . در تمام مثالهايى كه تاكنون در مورد استفهام ذكر كرديم ، تصريف و گوناگونى سخن و نوآورى به چشم مىخورد ، و اگر نفى ، استغراب ، تعجّب ، استنكار و توبيخ به يك شكل و يك زبان بيان مىشد ، ديگر تنوّع تعبير و گوناگونى كلام كه نقطه امتياز هر سخنى است وجود نداشت ، آن هم در بليغ‌ترين سخنى كه تاكنون انسان ديده است ، چرا كه آن از سوى خداى حكيم و ستوده فرستاده شده است ، و هيچ نوع باطلى در آن راه ندارد و داراى ترتيب و اسلوبى نو ، شگفت و بىنظير است و به قول وليد كافر : « بالاتر از هر سخنى است و سخنى از آن برتر نيست و داراى ميوه‌هاى بارور و زيبايى هميشگى است » . نوع ديگر استفهام ، « استفهام تقريرى » است يعنى وقوع امر انجام گرفته را مورد تأكيد قرار مىدهد و اين در جايى است كه كار انجام شده به دليل اين كه نه مؤمنان آن را مرتكب مىشوند و نه فطرت سالم آن را روا مىداند و نه اخلاق حكيمانه آن را مىپسندد ، به نظر عجيب و غير قابل تحقق باشد . مانند سورهء ماعون :
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 280 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى