تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
كه بگويند : آيا اين فقيران را خدا در ميان ما برترى داد ؟ . . . » 162 . بنابر اين استفهام بر طبق نظر آنان اين است كه خداوند كسى را بر آنان برترى نداده است ، و اين پندار باطل از قياس باطلى سرچشمه مىگرفت ، زيرا آنان فضيلت و برترى را با عوامل مادّى ( پول و ثروت ) مقياس مىگرفتند ، در حالى كه معيار صحيح براى آن ، تقوا و شتاب در كارهاى خير است . استفهام ديگرى كه بيانگر غير ممكن بودن پاسخ آن است ، فرمان خدا به پيامبرش در اين آيه است :
قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
« بگو اى پيامبر ! آيا ما خدا را رها كنيم و چيزى را كه هيچ سود و زيانى براى ما ندارد به خدايى بخوانيم و باز به خوى جاهليت بعد از آن كه خدا ما را هدايت كرد برگرديم ، تا مانند كسى كه فريب شيطان او را در زمين سرگردان ساخته است ، شويم ، اين شخص يارانى دارد كه او را به راه راست مىخوانند و مى گويند به جانب ما بيا ، بگو : تنها هدايت خدا ، هدايت واقعى است و ما مأموريم كه تسليم فرمان خداى جهان باشيم » . 163 . اين آيه به وضوح بر استحاله اين مطلب كه پيامبر ( ص ) معبودى غير از خدا را ، بخواند دلالت دارد و اين كه حال افرادى كه غير خدا را مىپرستند مانند حال كسى است كه در بيابان ، به راه افتاده است و شيطان فرياد زنان او را به سوى خود فرا مىخواند و او به دنبال نداى شيطان در بيابان فقر دچار گمراهى مىشود و به نداى يارانى كه او را به راه راست فرا مىخوانند ، پاسخ نمىدهد ، چرا كه فريب شيطان و راه باطل بر او چيره شده است . و از نوع استفهامى كه غير قابل تغيير است آن چيزى است كه بر زبان ابراهيم ( ع ) - به هنگامى كه قومش به منظور ردّ گفتار او با وى به مجادله پرداختند - جارى شده است . خداوند مىفرمايد :
وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ
« قوم ابراهيم ( ع ) با او به بحث و جدل پرداختند ، ابراهيم ( ع ) گفت : آيا