سرزنش و توبيخ مىكند و اين كه آن كار واقعيت ندارد ، نظير اين آيه :
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ
« اى پيامبر ! بگو : چه كسى زينتهاى خدا را كه براى بندگان خود آفريده ، و روزيهاى حلال و پاكيزه را ، حرام كرده است ؟ . . . » 158 .
اين آيه كار مشركان را ردّ و انكار مىكند ، و انكار واقع ، نوعى توبيخ است ، زيرا مشركان برهنه طواف كردن را واجب مىدانستند و « بحيره » و « سابئه » و « وصيله » و « حام » را حرام مىشمردند ، و خداوند سبحان اين تحريم آنان را به صورت استفهام ، نفى مىكند ، و اين گونه نفى ، داراى مبالغه است ، زيرا به اين اشاره دارد كه اين گونه تحريم از هيچ عاقلى روا نيست و اين عمل ذاتا غير معقول است ، چه اين كه معناى آيه اين است كه :
هيچكس آرايش و زينت الهى را - يعنى لباسى كه انسان را مىپوشاند - حرام نمىداند و هيچ كس روزيهاى پاكيزه و حلال را كه نه ذاتا پليدند و نه مورد استفاده چنين دارند ، ممنوع نمىكند ، و خداوند جز به امورى كه هماهنگ فطرتند فرمان نمىدهد ، از اينرو در آيه بعد مىفرمايد :
قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
« بگو : خداى من هرگونه اعمال زشت را چه در آشكار و چه در پنهان و گناهكارى و ستم به ناحق و شرك به خدا را كه بر آن هيچ دليلى وجود ندارد و اين كه چيزى را كه نمىدانيد از روى جهل به خدا نسبت مىدهيد ، همه را حرام كرده است » . 159
خداوند سبحان در آيات پيشين مىفرمايد :
قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ فَرِيقاً هَدى وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
« بگو اى رسول ، پروردگار من شما را به عدل و درستى امر كرده و نيز فرموده است در هر عبادت روى به حضرت او آوريد و خدا را از سر اخلاص