تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
بخوانيد ، چنان كه شما را در اول آفريد و ديگر بار به رسول او باز آييد ، گروهى به راه راست هدايت و گروهى ثابت در گمراهى شدند ، چون خدا را گذارده ، شياطين را به دوستى برگزيدند و گمان مىكردند كه هدايت يافته‌اند ، اى فرزندان آدم زيورهاى خود را در هر مسجدى ( در مقام عبادت ) به خود برگيريد و از نعمتهاى خدا بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمىدارد » 160 . « عبد القاهر » در كتاب « دلائل الاعجاز » در وجه تسميه « استفهام انكارى » - چه به معناى نفى و انكار وقوع و چه به معناى انكار واقع - مىگويد : « بايد دانست كه گرچه ما اين نوع استفهام را به « انكار به نفى » تفسير مى كنيم ، امّا در حقيقت براى آن است كه واقعيت براى شنونده آشكار شود و به خود آيد و از كار خويش شرمنده شود و باز گردد و پاسخ مسأله را بداند ، زيرا او ادّعا مىكند كه كار غير مقدور را مىتواند انجام دهد ، و وقتى بر اين ادّعا پافشارى مىكند ، به او گفته مىشود : « انجام بده » و اين سخن ، او را رسوا مىسازد ، و يا اين كه قصد انجام كار ناشايستى دارد ، پس اگر به حقيقت آن برسد متنبّه مىشود و به خطاى خويش پى مىبرد و يا او وجود كارى را ممكن مىداند كه همانند آن ممكن نيست ، پس اگر بر اين انديشه پايدار بماند ، به او گفته مىشود كه : به ما نشان بده ، در كجا و در چه حال چنين چيزى واقع شده است و شاهد آور كه در چه وقت وجود گرفته است ؟ اين گونه استفهام براى رد و انكار است مثل اين كه مىگويند : « آيا مىتوانى به آسمان پرواز كنى ؟ آيا توان دارى كه كوهها را از جا بركنى ؟ آيا قدرت دارى كه از مقدرات جلوگيرى كنى ؟ » . مفاد كلام « عبد القاهر » اين است كه اگر انكار براى نفى وقوع امرى باشد ، معنايش اين است كه آن امر واقع نشده است ، و ممكن نيست كه وجود بگيرد ، بنابر اين تأكيد در نفى است ، زيرا تنها نفى فعل نيست ، بلكه علاوه بر نفى فعل ، مىفهماند كه آن فعل سزاوار و ممكن نيست كه واقع شود ، ولى اگر فعل واقع