« بدين سان مردم را به حالشان آگاه كرديم تا بدانند كه وعدهء خدا راست است و در بودن قيامت ترديدى نيست ، آنگاه دربارهء آنان با يكديگر به گفتگو پرداختند و گفتند : بر روى آنها بنايى برآوريد - پروردگارشان آگاهتر است - و آنان كه بر حالشان آگاهتر شده بودند ، گفتند : در اين جا مسجدى بنا مىكنيم » .
اينها همه صحنههايى در داستان است كه گويا انسان حوادث آن را در قصههاى واقعى و محكم قرآن با ديدگان خود مىبيند .
تنوّع سخن و گوناگونى تعبيرات قرآن
يكى از نشانههاى بلاغت فوق العاده و بىنظير قرآن ، تصريف و گوناگونى الفاظ و معانى آن در تمام رشتههاى سخن مىباشد و ما به اين حقيقت در ابتداى سخن دربارهء تصريف و تنوّع كلام در قرآن ، اشاره كرديم .
الفاظ قرآن و بالتّبع معانى آن نيز ، از تصريف سخن و گوناگونى كلام برخوردارند ، زيرا الفاظ مترادف در قرآن وجود ندارد و هيچ گاه دو لفظ در آن ، پس از دقّت و تأمّل ، داراى يك معنا نيستند ، و همچنين هيچ اسلوبى در قرآن مرادف با اسلوب ديگر نيست ، گرچه بدوا دو معنى ، يكى به نظر برسد امّا پس از دقّت در نكات بيانى كه الفاظ بدان اشاره دارد ، آن دو را مختلف و غير مرادف مىيابيم .
و اساسا كوچكترين تغيير در تعبيرات قرآن سبب مىشود و عبارت كه دربارهء يك موضوع بحث مىكنند از نظر معنى و مقصود و نكات سخنورى ، با يكديگر متفاوت و مختلف باشند ، حتى وقفها و فواصل با آهنگهاى گوناگون خود ، عامل گوناگونى معنى و مقصود در دو عبارتى مىشود كه درباره يك موضوعند . و هر آهنگى كه در قرآن با آهنگ ديگر متفاوت باشد معناى خاصّ خود را دارد ، اگر چه هر دو مربوط به يك موضوع باشند .
استفهام و نفى
بىترديد نفى مجرّد و نفى به روش استفهام ، هر دو بر اصل نفى ، دلالت