راندهايم .
اينان قوم ما هستند كه خدايانى غير از خداى يگانه برگرفتند ، چرا بر اين كار دليل آشكار نمىآورند ؟ چه ظلمى از اين بالاتر كه دروغ و افترا بر خدا مىبندند ؟
آنگاه اصحاب كهف با يكديگر گفتند كه : شما چون از اين مشركان و خدايان باطلشان كناره گرفتيد بايد به غار كوه پناه بريد تا خدا از رحمت خود به شما توسعه و گشايش بخشد ، و براى شما آنچه را كه بدان منفعت گيريد ، آماده سازد .
و گردش آفتاب را چنان مشاهده مىكنى كه هنگام طلوع از سمت راست غار آنان بر كنار ، و هنگام غروب از جانب چپ ايشان به دور مىگرديد و آنان كاملا از حرارت خورشيد در امان بودند ، اين حكايت از آيات الهى است ، هر كه را خدا راهنمايى كند او به راستى هدايت يافته و هر كه را گمراه كند ، ديگر هرگز براى او يار و ياورى نخواهد بود .
و آنان را بيدار پندارى و حال آنكه در خواب بودند ، و ما آنان را به پهلوى راست و چپ مىگردانيديم و سگ آنان دو بازوى خود را بر آستانهء در غار گسترده بود ، و اگر تو از حال ايشان مطلع شدى ، هر آينه روى بگردانى و از هيبت آنان هراسان گردى .
باز ما آنان را از خواب برانگيختيم تا از يكديگر مدّت زمان خواب خودشان را بپرسند ، يكى پرسيد : چند مدّت در غار درنگ كرديد ؟ جواب دادند : درنگ كرديم يك روز يا پارهاى از روز . برخى گفتند : پروردگار شما داناتر است كه چند مدّت در اين جا بوديم ، بارى شما درهمهاتان را به شهر فرستيد تا ببينيد كدام طعام پاكيزهتر است تا از آن روزى خود را فراهم سازيد ، و بايد دقت و ملاحظه رود به طورى كه هيچ كس شما را نشناسد و از كار شما آگاه نشود برويد و برگرديد ، زيرا اگر بر شما آگاهى و ظفر يابند ، شما را يا سنگسار مىكنند و يا به آيين خودشان برمىگردانند ، و در آن صورت هرگز روى رستگارى را نخواهيد ديد .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٢٦٦