تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
حكايت دارد و نشاندهنده تنورى است كه به جوش آمده و بر اثر بخار آن ، كشتى به راه افتاده است ، و در امواجى مانند كوهها به راه خود ادامه داده است . اين آيات ، حادثه را به طور آشكار در ذهن خواننده آنچنان منعكس مىكند كه وهم و خيال را از وى مىزدايد و آن را به صورت مرئى يا نظير آن جلوه‌گر مىسازد . ذكر كلمهء موج در اين مقام ، نشانگر اين است كه سيل به صورت انبوه و توده بوده است ، نه به شكل باران ، به طورى كه جز كسانى كه در كشتى سوار بودند ، كس ديگرى نجات نيافت . در قسمت سوّم ، شاهد يك امر معنوى هستيم كه به شكلى ملموس و محسوس ، توصيف شده است ، يعنى : مهربانى و دلسوزى پدر نسبت به فرزند خويش ، و هنگامى كه اين عطوفت اوج مىگيرد ، نوح ( ع ) فرزندش را ندا مىدهد ، به طورى كه گويا ما نيز نداى او را مىشنويم ، سپس مىبينيم كه پسر نوح در شرايطى كه دچار غرور جوانى و انكار حق بود و خود را نجات يافته از خطر مىپنداشت ، به فراز كوهى مىرود و امواج خروشان بين او و پدر جدايى مىافكند . و او را در كام خود فرو مىبرد و آثار مرگ ظاهر مىشود ، پدر با ديدن اين صحنه ، دلشكسته مىشود و عطوفت پدرى بر او غلبه پيدا مىكند پس از آن كه اهل كشتى و خاندان او - به جز فرزندش - نجات مىيابند و كشتى باز مىايستد و ستمگران نابود مىشوند ، با چشمانى اشكبار و دلى اندوهگين و زبانى زار رو به سوى خدا مىكند و مىگويد : پسرم ، از اهل بيت من بود و تو وعدهء نجات آنان را داده بودى و وعده تو راست است و تو بهترين حكم كنندگانى . قرآن اين صحنه را آن چنان عالى ترسيم مىكند كه گويا ما صداى ناله پدر را مىشنويم و در اين جاست كه خداوند اعلام مىكند كه پسرش به علّت كفر ورزيدن ، در زمره كافران است و اهل نوح ( ع ) كسانى هستند كه به او گرويده‌اند و با وى ستيز نكرده‌اند .
إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ