تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
نوح ( ع ) به درگاه خدا عرض كرد : پروردگارا ! همانا فرزندم از اهل من بود ، ( كه وعده نجات به آنان دادى ) و وعدهء تو حتمى است و تو بهترين حكم كنندگانى . خداوند فرمود : كه فرزند تو هرگز با تو اهليت ندارد ( و نجات او ) كارى ناشايسته است ، پس تو از من تقاضاى كارى كه از آن آگاه نيستى مكن ، من تو را پند مىدهم كه از جاهلان مباش . نوح ( ع ) عرض كرد : بار الها پناه مىبرم كه ديگر چيزى كه نمىدانم از تو تقاضا كنم و اينك اگر مرا نيامرزى و ترحّم نفرمايى ، از زيانكاران خواهم بود . به نوح ( ع ) خطاب شد : از كشتى فرود آى كه سلام ما و بركات و رحمت ما بر تو و كسانى كه با تويند باد ، و ( از نسل اينان ) گروهى بهم رسند ، كه به آنان بهره‌اى از دنيا دهيم ، امّا به زودى آنان را به عذاب دردناك آخرت كيفر خواهيم كرد » 154 . اين بخش از سرگذشت نوح ( ع ) از زمانى است كه وى از ايمان آوردن قومش نااميد مىشود و خداى دانا و حكيم به او خبر مىدهد كه حجّت بر آنان تمام شده و رسالت به آنان رسيده است و ديگر پس از اين كسى به او ايمان نخواهد آورد و عذاب الهى قطعا فرا خواهد رسيد . ما در هر قسمت از اين آيات شاهد توصيف و تشريح چيزهايى كه خداوند آنها را فرستاده است هستيم ، در قسمتى از آن به بيان ساختن كشتى توسط نوح ( ع ) مىپردازد و نيز استهزاى قومش و غافل بودنشان از فردايى كه در انتظارشان بود ، به تصوير مىكشد ، و آن را به طورى عينى نشان مىدهد و اگر چه در قالب بهترين داستانهاى مصوّر ، بيان شده است ، امّا شباهتى به خبرهاى عادى ندارد . در قسمت دوّم ، خداوند دستور مىدهد كه نوح از محل خطر غرق شدن دور شود ، زيرا تنور به جوش آمده و خطر نزديك شده بود ، و من فكر مىكنم كه كشتى به نيروى بخار به حركت درآمده بود ، چرا كه حركت آن پس از جوشش تنور بوده و خدا از اين حقيقت بهتر آگاه است ، اگر چه عبارت نيز از آن