حالى كه در اين مدّت نسلهايى گذشته بود و به نقل از قرآن سيصد و نه سال طول كشيد ، و در اين مدّت مردم آنان را بيدار مىپنداشتند .
و پس از آن دربارهء مدّتى كه ايشان در غار بودند و نيز سبب انتخاب غار براى پناهگاه سخن مىگويد و ماجراى آنان را پس از آن كه به طور خلاصه و فشرده ذكر كرد ، به طور مشروح و گسترده بيان مىدارد و مىفرمايد :
اصحاب كهف از خواب عميق بيدار شدند در شرايطى كه بار ديگر ايمان خود را به خدا و اعتراض به مردمشان را اظهار مىكردند و دربارهء آنان مىگفتند :
« اينان كه قوم ما هستند ، به جز او خدايانى اختيار كردهاند ، چرا براى اثبات خدايى آنها دليل روشنى نمىآورند و بخاطر اين كه آنان خدا پرست بودند مردم از آنان كناره گرفتند » در اين بخش ، اسلوب قصه گويى قرآن را به شكلى آشكارا مشاهده مىكنيم و مىبينيم كه چگونه درگيرى اصحاب كهف با قومشان و نيز كنارهگيرى آن جوانمردان از ايشان را كه اميد و ايمان به خدا داشتند ، ترسيم مىكند .
و خلاصه تمامى اين بخش به طرز روشن و گويا ، چگونگى غار و كسانى را كه در آن بودند و سپس خارج شدند ، منعكس مىكند .
صحنه سوّم مربوط به توصيف آنان در حالى كه در خواب به سر مىبردند و تصوير چگونگى غار است كه آنان در وسط غار ، رو به شمال بودند و خورشيد به هنگام طلوع از طرف راست ايشان و به هنگام غروب از طرف چپ آنان مىتابيد 156 بنابراين آفتاب و هوا به آنان مىرسيد تا آنان در بهترين جا به سر برند ، زيرا خورشيد به هنگام برآمدن ، خوش سيما و در وقت غروب دل انگيز است و از سويى جريان هوا از جانب دريا به طرف آنان مىآمد و با نسيم ملايم خود آنان را نوازش مىداد ، در نتيجه با آن كه آنان در خواب به سر مىبردند و مردم آنان را بيدار مىپنداشتند امّا بهترين اسباب زندگى و ادامهء حيات براى ايشان فراهم بود ، و كسى كه اين آيات را بخواند ، گويا صحنه حادثه را با چشمان خود مىبيند .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٢٦٩