تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
مالى نمىخواهم ، پاداش من بر خداست و من هرگز آن مردم با ايمان را از خود نمىرانم كه آنان خدا را ديدار خواهند كرد و به نظر من شما مردم نادانى هستيد ، اى قوم ! اگر من آنان را از خود برانم ، چه كسى مرا از خشم خدا رهايى بخشد ؟ آيا پند نمىگيريد ؟ اى قوم ! من نمىگويم كه خزاين خدا نزد من است ، و نه ادّعاى علم غيب الهى دارم و نه دعوى كنم كه فرشته آسمانم و هرگز مؤمنانى را كه در نزد شما خوارند ، نخواهم گفت كه آنان از جانب خدا هيچ فضيلت بر ديگران ندارند ، كه خدا از ضماير آنان بهتر آگاه است ، و گرنه من از ستمكاران عالم باشم . قوم نوح به او گفتند : اى نوح ! تو با ما جدل و گفتگو بسيار كردى ، اگر راست مىگويى پس بر ما وعدهء عذابى كه دادى بيار ، نوح گفت : اگر خدا خواهد آن به شما مىرسد و راه فرارى بر شما نيست » 153 . اين نمونه‌اى از صحنه سخن قرآن است ، كه در آن جدال و كشمكش شديد بين دعوت حق و انكار و لجاجت اهل باطل را مىبينيد ، كه چگونه اين جريان را در برابر ديدگان ، ترسيم مىكند كه : طرفدار حق مردم را با دليلهاى روشن راهنمايى مىكند ، با اين كه حق و راستى خود به تنهايى آشكار و روشن است ، و از آن سو اهل باطل براى اثبات حق به دنبال دليل حسّى و مادّى هستند - گرچه با دليل حسّى هم زير بار حق نمىروند - و دعوت نوح ( ع ) را به اين دليل نمىپذيرند كه پيروان آن افرادى تهيدست و بىمقدار به نظر آنانند ، نوح ( ع ) به نيكوترين وجه با آنان به مجادله مىپردازد و دلايل آشكار براى اثبات دعوت خود مىآورد ، امّا آنان به دعوت حق پاسخ مثبت نمىدهند . بدون ترديد اين عبارتها ، تنها دلالت بر معنا و مقصود ندارند ، بلكه الفاظ و معانى و كيفيّت آنها ، طورى حادثه را به تصوير مىكشد كه گويا انسان آن را با چشمان خود مىبيند ، نه اين كه فقط آن را بخواند يا بشنود ! پس از آن خداوند متعال به نوح ( ع ) خبر مىدهد كه آنان ايمان نمىآورند و راهى جز فرود آمدن عذاب بر آنان وجود ندارد اينك آيات مربوط به عذاب آنان را بخوانيد ، متوجّه مىشويد كه تنها تاريخ و بيان