تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
قصاص و يا بى آن كه فساد روى زمين كرده باشد ، به قتل رساند ، پس گويا همهء مردم را كشته است ، و هر كه تنى را از مرگ برهاند ، گويا همهء مردم را زنده كرده است ، هر آينه رسولان ما با حجّتهاى پيدا به سوى مردم آمدند ، امّا با اين همه بسيارى از مردم ، در زمين دست به فساد و سركشى زدند » 144 . مى بينيم كه در كنار بيان احكام در اين داستانهاى واقعى به فلسفهء آن نيز اشاره شده است ، در داستان ياد شده ، قابيل پيوند برادرى را - كه امرى است فطرى - گسست ، و نفس امّاره او را به چنين كارى - كه بر ضدّ طبيعت سالم است - واداشت ، از اينرو خداوند فرمود :
« فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ »
و هنگامى كه جنايت او پايان يافت ، زشتى آن را در جسد برادر ، نمايان يافت و خواست آن را بپوشاند ، امّا راهى پيدا نكرد ، تا آن كه كلاغى را مشغول كاويدن زمين ديد ، كه مىخواست جسد كلاغى را در آن مدفون سازد در اين جا ، پى به جهلش برد و پشيمان شد ، زيرا ديد كه كلاغ نسبت به همنوع خودش از او دلسوزتر و در پنهان كردن جسد آن از او داناتر است . و اين طور نيست كه مردم به حال خود واگذار شوند ، تا هر كه خواست جنايت كند و بعد هم پشيمان شود و مسأله خاتمه پيدا كند ! و همين فلسفهء قصاص است ، زيرا آدم كشى ، تجاوز به حق حيات انسان است و كسى كه بدون جهت و انگيزه صحيح كسى را به قتل مىرساند ، آمادگى كشتن ديگران را نيز دارد و چنانچه به حال خود رها شود ، اين كار سبب مىشود كه جان انسانها در معرض نابودى به دست تجاوز كاران مفسد واقع شود ، بنابراين هر كه انسانى را به واسطهء قصاص از قاتل ، زنده نگه دارد در حقيقت تمام انسانها را زنده نگه داشته است ( و ديگر كسى جرأت به اين عمل ناپسند پيدا نمىكند ) همانطور كه خداوند مىفرمايد :
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ . . .
« قصاص مايه حيات و زندگى شماست . . . » 145 از اين جا روشن مىشود كه قانون قصاص يك قانون هميشگى و جاودانه است و در اديان گذشته نيز وجود داشته و هيچ شريعت آسمانى از كنار آن
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 250 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى