كرده و براى تحكيم و تثبيت آن ، به وجودش در انجيل اشاره كرده است ، زيرا انجيل تصديق كننده تورات است ، همانطور كه قرآن گواه بر درستى تورات مى باشد و البته نگهبان و حاكم بر آن است . يعنى هر حكمى از آن را بخواهد باقى مىگذارد و هر كدام را بخواهد نسخ مىكند ، بنابراين هر حكمى كه ثابت شود قرآن آن را نسخ كرده است ، آن حكم ، منسوخ است .
قصاص جزء قوانين جاودانه اسلام است ، البته عفو و بخشش در تورات همانطور كه در قرآن است تجويز شده است ، زيرا خداوند فرموده :
فمن تصدّق به فهو كفارة له .
امّا حكم قصاص در اين آيه تشريح شده است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
« اى اهل ايمان ! براى شما حكم قصاص كشتگان چنين مقرر شده : مرد آزاد در برابر مرد آزاد و بنده به جاى بنده ، و زن در برابر زن ، و چون صاحب خون از قاتل كه برادر دينى اوست بخواهد در گذرد بدون ديه يا با گرفتن ديه ، كارى است نيكو ، پس ديه را قاتل با خشنودى بپردازد و در اين حكم ، آسانى و تخفيف امر قصاص و رحمت خداوندى است ، پس هر كه پس از اين ، تعدّى و ستم روا دارد او را عذاب سخت خواهد بود .
« اى خردمندان حكم قصاص براى حفظ حيات شماست ، تا مگر از قتل يكديگر بپرهيزيد » . 147
و بدين ترتيب شاهد هستيم كه قوانين و احكام ثابت و نسخ نشده ، در قالب داستان ذكر مىشوند و اين نوعى از « تصريف بيانى » و تنوع در سخن و تثبيت احكام است .
اسلوب داستانهاى قرآن
در گذشته راجع به اسلوب الفاظ قرآن سخن گفتيم و خاطرنشان كرديم كه