تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
به نظر ما « استدلال بر يگانگى » از مواردى است كه اطنابش نيكوست ، و از اينرو در كلام خداى متعال نظير آيات ياد شده ، اين موضوع رعايت شده است ، و همچنين در سورهء « الرّحمن » كه دربارهء يادآورى نعمتهاى خدا ، و ناسپاسى مردم به اين كه آنها را در غير مواردشان و بر خلاف امر و نهى خدا به كار مىبرند ، مىباشد ، و چون در برابر نعمتها ، نسبت به منعم كفر ورزيده و در عبارت وى ديگرى را شريك ساختند خداوند در سورهء « رحمن » فرمود :
الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ فِيها فاكِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
تا آخر سوره . و بدين ترتيب مىيابيم كه پس از هر فرازى از اين سوره به بيان نعمت آفريدگار و پديد آورندهء آسمانها و زمين ، مىپردازد و اين به منظور يادآورى نعمتهاى خدا و وجوب سپاسگزارى آنها به وسيلهء طاغتش و دورى از نافرمانيش مىباشد ، و همچنين اعتراف به يگانگى معبود و اين كه غير از او پرستش نكنند ، و اين اشاره بدان دارد كه هر كدام از نعمتها و نشانه‌ها موجب سپاسگزارى و اعتراف به يگانگى خداى سبحان است .

اسلوب داستانهاى قرآن

74 - از مواردى كه گاهى اطناب و بلكه تكرار در آن ، نيكو به شمار مىرود داستانهاى قرآن است ، ما داستانهاى قرآن را در اين جا نه از آن جهت كه خود نوعى معجزه است ، مىآوريم ، - كه اين خود جاى جدايى براى بحث دارد - بلكه در مورد تكرار آن و جايگاهش در اعجاز و بلاغت قرآن - كه هيچ بلاغتى به پاى آن نمىرسد - سخن مىگوييم ، و اين تكرار از مقوله « تصريف قول » است كه نوعى از اقسام بيان مورد نظر قرآن كريم مىباشد . آرى در قرآن سرگذشت انبياء مكرّر و بارها آمده است ، مثلا قصّه