ميان دو دريا ( به خشكى ) جدايى انداخت ؟ آيا با وجود خدا ( ى قادر باز ) خدايى هست ؟ ، ليكن اكثر مردم بر اين حقيقت آگاه نيستند ، آيا آن كيست كه دعاى بيچارگان مضطر را به اجابت مىرساند و رنج و غم آنان را بر طرف مىسازد ، و شما مسلمين را جانشينان اهل زمين قرار مىدهد ، آيا با وجود خداى يكتا ، خدايى هست ؟ ليكن اندكى از مردم متذكر اين حقيقتند آيا آن كيست كه در تاريكيهاى خشكى و دريا شما را هدايت مىكند و كيست كه به بادها ، مژده باران رحمت مىفرستد ، آيا با وجود خداى يكتا خدايى هست ؟ او بسى برتر است از آنچه شريك وى مىشمرند ، آيا آن كيست كه نخست آفرينش را آغاز مىكند ، آنگاه همه را ( به سوى خود باز مىگرداند ) و آن كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مىدهد ؟ آيا با وجود خداى يكتا خدايى هست ؟ ( مشركان را ) بگو اگر راست مىگوييد ( كه غير از خدا هم كسى در آفرينش مؤثر است ) بر دعوى خود دليل بياوريد » 96 .
اين سخنان گرانقدر نمىتواند تنها خطاب به يهود باشد ، بلكه خطاب به همهء عربهاست و به صورت اشاره و لمح و ايجاز نيست - گرچه ايجاز و اختصار در قرآن نوعى معجزه است - بلكه به تصريح و تفصيل و اطناب هماهنگ و آشكار است ، و در آن تكرار وجود دارد ، امّا تكرار به جا ، زيرا انديشيدن در چيزهايى كه در اختيار آنهاست هر كدام به تنهايى مقدمه است براى رسيدن به اين نتيجه كه معبود يكى است تا وقتى كه با اين كلام و مقدّمه يكى بودن خالق و آفريدگار ، ثابت شود ، بنابر اين بايد ، نتيجه به دنبال مقدّمه ذكر شود ، زيرا كه آن به تنهايى دليل است و اگر نتيجه به دنبال مقدمه ذكر نشود ، بلكه پس از همه مقدّمات بيان شود ، معنايش اين است كه « نتيجه » اثر تمام مقدّمات رويهم رفته است ، با اين كه هر كدام به تنهايى و بدون انضمام مقدمات ديگر صلاحيت دارد براى اين كه « يگانگى خدا » نتيجه آن باشد .
سوّم : كه مترتب بر نظر دوّم است اين است كه : اطناب و ايجاز هر كدام جايى و مقامى دارد بنابر اين هر جايى سخنى نيكوست ، و با رعايت آن شرايط سخن اعجاز آور پديد مىآيد .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص١٩٦