و سپس به عذاب آتش گرفتارش مىكنيم ، كه بد بازگشتگاهى است ، و وقتى كه ابراهيم و اسماعيل بنيادهاى خانهء كعبه را برافراشتند و عرض كردند پروردگارا ما را و نيز فرزندانمان را تسليم فرمان خود گردان ، و راه پرستش و طاعت را به ما بنما و بر ما ( وظيفه بندگى را ) سهل و آسان گير كه تنها تويى بخشنده و مهربان » 98 .
پس از آن خداى سبحان به بيان بعثت پيامبر اكرم ( ص ) پرداخته است و اين كه : آن نتيجه اجابت دعاى ابراهيم ( ع ) است ، و از اين جا رابطهء بين اسلام و دعاى ابراهيم ( ع ) آشكار مىشود و جا دارد كه عرب به او افتخار كند ، بدان جهت كه اثر دعاى او در رسالت حضرت ختمى مرتبت ( ص ) ظاهر شد .
ب : هدف اين بخش از سرگذشت ابراهيم ( ع ) بيان يك امر فطرى در نهاد بشر است يعنى : نفس آدمى هر چند مؤمن هم باشد ، هميشه به دنبال دليل و نشانه بيشتر است تا بر ايمان خود بيفزايد ، گر چه اصل ايمانش ثابت و پا برجاست ، پس كثرت دليل و برهان ، مايهء فزونى ايمان براى مؤمن ، و فزونى كفر و دشمنى براى كافر است .
از اين ماجرا در اين آيه ياد شده است :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« ياد آور زمانى را كه ابراهيم گفت : پروردگارا نشانم ده كه چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ ( خدا ) فرمود : باور ندارى ؟ گفت : چرا ولى مىخواهم دلم آرام گيرد ، فرمود : چهار مرغ بگير ، آن گاه هر قسمتى را بر سر كوهى بگذار ، سپس آن مرغان را بخوان ، تا به سوى تو شتابان پرواز كنند ، و بدان كه همانا خداوند بىهمتا و حكيم است » 99 .
پيش از اين داستان ، جريان مناظره ابراهيم ( ع ) را با نمرود دربارهء اثبات وجود خدا حكايت مىكند كه چگونه - وقتى نمرود فقط به محسوسات ايمان مى آورد - ابراهيم ( ع ) او را از همان طريق زبان بند نمود ، مى فرمايد :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيِي