روش عبادتش از حلال و حرام و منع و اباحه ، و موعظه و تهذيب و امر به معروف و نهى از منكر و راهنمايى به محاسن اخلاق و باز داشتن از بديهاى آن ، و هر لفظى در جاى مناسب خود قرار گرفته است ، به طورى كه چيزى مناسبتر از آن براى جايگزينى نيست ، عقل نيز چيزى را بهتر از آن نمىداند » .
بنابراين هر گاه الفاظ و معانى قرآن از چنين جايگاه والايى برخوردار هستند كه دستيابى به برترى و عظمت آن براى هيچ انسان يا جن ، شرقى يا غربى ميسّر نيست ، پس قرآن علاوه بر زيبايى الفاظ و رونق و شكوه اسلوب ، داراى ويژگيهايى از نظر الفاظ و اسلوب و معانى است ، كه هيچ كس را توان رسيدن به آن نيست .
« خطابى » كلام بليغ را از نظر دلالت بر معنى و از جهت بلاغت به سه نوع تقسيم كرده است ، 1 - سخن بليغ ، درشت و استوار ، 2 - سخن فصيح كه به آسانى مىتوان به آن دست يافت 3 - سخن گذرا كه روان و آسان مىباشد و اينها انواع كلام برجسته و پسنديده است نه از نوع سخن زشت و ناپسند و بيگانه كه البته در قرآن يافت نمىشود .
از كنار اين گفتار نمى توان بدون دقّت و نظرى كه داشتيم ، گذشت ، زيرا وى سخن بليغ را از نظر فصاحت ، روانى و سهولت داراى اقسام متفاوتى مىداند ، و اين امر اين توهّم را به وجود مىآورد كه بلاغت قرآن متفاوت و داراى مراتب مختلف است در حالى كه اين توهّم باطل است زيرا تمامى قرآن در بلاغت ، داراى يك رتبه و جايگاه هستند ، به طورى كه هيچ فرد بليغ و سخنورى به پاى آن نمى رسد ، چه اين كه بلاغت يعنى : مطابق بودن كلام با مقتضاى حال ، بنابراين هنگام انذار و بيم كردن ، عبارات خشن و قوى ، و موقع تبشير و مژده دادن ، عبارات نرم و روان و وقت وادار كردن به تفكّر و انديشه عبارات روان به كار مىرود و هر سخنى در جاى مناسب خود قرار مىگيرد ، كه غير آن در آن جا به كار نمى رود ، پس عبارتهاى انذار همچون عبارتهاى تبشير نيست ، و عبارتهاى دعوت به انديشه مانند عبارتهاى تهديد و ترساندنى نيست .
بنابر اين گفتار « خطابى » به اين توضيح و دقّت ما نياز دارد .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص١٨٥