طغيان او را در هم مىشكند - در برابر خود مىبيند ، و بعد هم توبه مىكند ، آرى اين است سخن خداى بىهمتا و ستوده .
اسلوب سخن قرآن دربارهء نفس فرعونى
اگر آياتى را كه تلاوت كرديم بيانگر فردى است كه چون خود را بىنياز ديده ، سركشى كرده است ، و پنداشته كه قدرتى فراتر از قدرت او نيست ، و سپس چگونه با پى بردن ناگهانى به قدرت خدا ، متنبّه و بيدار مىشود آياتى را كه اكنون مىآوريم بيانگر نفسى است كه سركشى مىكند ، پس تكبر مىورزد و سپس با زور ، ديگران را برده خود قرار مىدهد و مردم را از هم جدا مىسازد ، اين فرد را خداوند به قهر و اقتدار خود سخت مؤاخذه كرد ، و ديدن ناگهانى قدرت خدا براى او جاى توبه نگذاشت ، زيرا خداوند بندگان را به سزاى گناهانشان نمىرساند بلكه توبه آنان را مىپذيرد امّا اگر به فساد و از بين بردن حقوق مردم بپردازند ، آنان را مؤاخذه خواهد كرد .
اين آيات را قراءت كن :
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
همانا فرعون در سرزمين ( مصر ) تكبّر و گردنكشى آغاز كرد و ميان اهل آن جا تفرقه اختلاف افكند ، و طايفه ( بنى اسرائيل ) را سخت ضعيف و ذليل كرد ، پسرانشان را مىكشت ، ( كه مبادا با ظهور موسى قدرت يابند ) و زنانشان را زنده مىگذاشت ( كه به خدمت پردازند ) او مردى بسيار مفسد بود ، و ما اراده كرديم كه بر آن طايفه ذليل و ضعيف منت گذارده و آنان را پيشوايان خلق قرار دهيم . 76
بىترديد اين آيات از نظر بافت و تركيب با پيوندى دقيق و به هم پيوسته و غير قابل انفكاكند ، آشكارا حاكم فاسدى را توصيف مىكنند كه چگونه در زمين به گردنكشى و استبداد پرداخت .
« باقلانى » دربارهء ساختار آيهء نخست مىگويد :