لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
آن گاه كه انسان خود را بىنياز پنداشت ، دست به سركشى مىزند » 73 آنان نيز گمان كردند كه از كمك ديگران بىنيازند ، و خداوند خيراتى را كه به آنان عطا كرده است ، باز پس نمىگيرد ، و زمين ، زمين آنان است و كار ، كار آنان ، و لاجرم ميوهها به آنان خواهد رسيد .
پس از آن خاضعانه رو به جانب پروردگارشان كردند ، و نيكى را به دست او دانستند ، و اين كه قدرتى جز قدرت او نيست ، و پس از آن كه در روز و آشكارا از ميوههاى باغ محروم شدند با اميدوارى گفتند :
عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها ، إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ
و به اين ترتيب كار خويش را كاملا به خداوند تفويض و واگذار نمودند ، اين بخش از آيات در مورد تفويض در بردارندهء سه مطلب در زيباترين تعبير است كه از ضمير ترسان آنان پس از آن كه از لباس طغيان بيرون آمدند خبر مىدهد .
اوّل : اميدوارى است ، و اميدوارى در بر دارندهء معناى تفويض است از آن جهت كه آنان اميدى جز به خدا ندارند ، و نيز آنچه از سوى او مىرسد ، خير است ، بنابر اين اگر به آنان چيزى را كه كراهت دارند ، برسد ، چه بسا در آن خير باشد ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً
« . . . بسيار چيزها ناپسند شماست و حال آن كه خداوند در آن خير بسيار براى شما قرار داده است » 74 . و تهذيب نفس براى آنان خير بود و با اين كه پيش از آن در حال سركشى و خودبينى به سر مىبردند ، پس شايد اين كار جزاى عمل آنان بود . دوّم : رو آوردن به سوى خدايى كه كارهاى آنان به دست اوست ، و او مربّى و نگهبان و حامى آنان است ، و نيز احساس همدردى با فقيران در پروردگارى خدايى كه آفريدگار همه چيز است .
سوّم : جملهء
« إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ »
است ، من گمان ندارم كه بتوان با وجود « الى » كلمهاى را به جاى « راغبون » قرار داد ، و در اين عبارات نكتههاى بلاغى زيبايى است .
1 - تكرار « ربّنا » اشاره به نعمتهاى ظاهرى و باطنى خداست .