تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
و دروغگويى بود ، به قسمت بعدى مىپردازيم كه : روش او را براى وادار كردن مردم به خاموشى يا خضوع اجبارى در برابر او تشريح مىكند ، - گرچه دلهاشان بر اين كار موافقت نداشت - تا اين كه مانند فرمانبرداران شدند ، و خوارى ستم پذيرى در دلهاشان جا گرفت تا آن را وادار به تسليم و فروتنى كرد و سرانجام تسليم و راضى شدند ، امّا در حقيقت رضايت نبود ، زيرا اين انتخاب از آزادى و اختيار سرچشمه نگرفته بود . خداى سبحان ترفندهاى فرعون را يادآور مىشود همان ترفندهايى كه همه طاغوتهاى دنيا در هر زمان و هر مكان كه پيدا شوند به كار مىبرند ، وى در سرزمين مصر به تفرقه افكنى و ايجاد اختلاف در انديشه‌ها پرداخت ، تا آن كه آنان از يكديگر جدا شدند ، و هيچ انجمن بر حقّى آنان را گرد نياورد ، و هيچ گونه قيامى عليه ظلم نكردند ، بلكه فرعون از روى استكبار به آنان مىگفت :
« أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى »
« منم خداى بزرگ شما » 78 و با انكار مىگفت :
« . . . ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي . . . »
« . . . من هيچ كس را غير خودم خداى شما نمىدانم . . . » . 79 خداوند متعال دربارهء ترفندهاى او مىفرمايد :
وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً
در اين جا سه كلمه مىيابيم كه هر كدام حاكى از قصد تفرقه و جدايى پس از وحدت و همبستگى مىباشد ، بنابر اين كلمه اوّل يعنى : « جعل » به معناى « گردانيد » است ، يعنى آنان در افكار و احساسات و خواسته‌ها و آرزوهايشان متحد بودند ، پس آنان را متفرق و از هم پاشيده گرداند ، گرچه در ظاهر باهم بودند ، امّا دلهاشان از هم بيگانه بود . كلمهء دوّم : ( اهلها ) نيز شاهد بر اين است كه آنان قبلا همدست و يكدست بودند پس فرعون براى آن كه بر آنان چيره شود ، ايشان را از يكديگر جدا ساخت ، پس چگونه انسان - هر چند سركش ، سنگدل و خشن باشد - مىتواند بر جمعيتى متحد و يكدست پيروز شود ؟ آرى آنان را خوار و ضعيف نمود و سپس ايشان را از آن خود كرد . كلمهء سوّم : « شيعه » از شياع كه متضمن معناى انتشار و پراكندگى است