تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
2 - مقدم داشتن جار و مجرور ( الى ربّنا ) بر خبر إنّ يعنى : كلمهء « راغبون » براى افادهء انحصار است ، يعنى : آنان به هيچ گونه مال و ملكى ، رغبت ندارند و گمان ندارند كه چيزى بدون خواست خدا تحقق يابد ، بر خلاف گذشته كه مى پنداشتند با تلاش به آنچه مىخواهند ، مىرسند بدون آن كه زكات بپردازند ، و سوگند ياد كردند كه از ورود مسكين به باغ جلوگيرى كنند ، اما اكنون فقط به خداى بزرگ و توانا توجّه دارند . 3 - تعبير به « راغبون » اشاره به اين است كه آنان فقط در راه رضاى خداوند متعال يا رغبت و علاقه گام برمىدارند ، پس آنان پويندگان اين راهند امّا نه فقط به خاطر ترس از عذاب ، يا اميد به پاداش او ، بلكه به خاطر عشق به او ، از اين رو از مرتبه عصيان و نافرمانى به درجهء محبّت و طلب رضايت او رسيده‌اند . در اين آيات شريفه كه بيانگر داستانى است ، آشكارا پند آموز ، مشاهده مىكنيم كه چگونه معانى با يكديگر منسجمند و هر معنا با قبل و بعدش و همگى روى هم رفته هماهنگ و مكمّل يكديگرند ، الفاظ نيز داراى آهنگهاى وجدآور و يكنواخت است ، و الفاظ به تنهايى و روى هم رفته با يكديگر متناسبند . اين آيات حالت نفسانى انسان را حكايت مىكند كه چگونه طمعكار شده و همراه با آن بخل مىورزد ، و هر گاه بخل به دلى راه يابد به ديگران ستم و حقشان را ضايع مىكند ، و اگر مؤمن بخواهد گرفتار ستمكارى نشود ، بايد زمينه‌هاى بخل را از خود دور سازد ، و هر كه چنين كند ، سعادتمند و دادگر خواهد شد ، چنانچه خداوند متعال در سورهء ديگرى مىفرمايد :
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
« . . . و هر كه از خوى بخل خود را نگهدارد ، آنها به حق رستگارانند » 75 . چه اين كه سرانجام بخل تباهى است ، و عاقبت سخاوت كاميابى . و بالاخره آيات ياد شده ، وضع كسى را تشريح مىكند كه دچار خودبينى شده است و بر اثر بىنياز ديدن خود ، سركشى نموده ، و از نعمت توكّل و اعتماد به خدا بىبهره گشته است ، سپس ناگهان قدرت و خواست خدا را - كه