اين بود تصوير و تبيين حرص و شتاب و اطمينان و ايمان آنان به كار خود و تصميم سوء و پنهان كردن آن ، كه هيچ زبان و سخنى را ياراى آن نيست كه نظيرش را بياورد ، و اگر جن و انس جمع شوند و يكديگر را در اين امر پشتيبانى كنند ، نخواهند توانست .
اين آيات شريفه پس از بيان شتاب و حرص آنان به تشريح و تصوير مناجات و بيدارى و هشيارى ناگهانى فرد غافل و بىخبر ، و به حركت درآمدن وجدان خفته وى ، مىپردازد ، خداوند سبحان دربارهء مشاهدهء آنان ، ويران شدن بوستان را كه سبب حرص و طمع و عامل ارادهء فساد بود مىفرمايد :
« فَلَمَّا رَأَوْها قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ ، بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ »
مناجات و غافلگيرى آنان به اندازه حرص و آزشان بود ، كه تمامى آنچه داشتند براى خود مىدانستند ، و حق مسكين و سائل و محروم را نمىپرداختند ، و هنگامى كه حرص آنان به نهايت درجهء خود رسيد ، با مشاهدهء از بين رفتن باغ ، به شدّت غافلگير شدند ، و دچار سرگردانى و گمراهى افزون شدند ، نخستين نشانهء گمراهى اين بود كه آن را ملك ديگرى پنداشتند ، امّا وقتى به اشتباه خود پى بردند ، گمراهى ديگرى را سنخ گمراهى معنوى كه تأثير بيشترى در دلها دارد احساس كردند ، يعنى تكيه به قدرت و توانايى خويش و اين كه كار تنها به دست آنان است ، و غفلت از قدرت برتر و مشيّت نافذ الهى . و هنگامى كه به اين خطا نيز پى بردند به حقيقت دوّم نيز اعتراف كردند كه : خداوند محروميت آنان خواسته و رقم زده است و ارادهء او تخلف ناپذير است ، و لذا - چنانچه خداوند حكايت مىكند - با تأكيد گفتند :
« بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ »
و معناى « اضراب » اين است كه از گمراهى فزاينده به اعتقاد به محروميت شديد ترقّى كردند .
و پى آمدن
« بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ »
پس از
« إِنَّا لَضَالُّونَ »
اشاره واضحى به تأسف و رنج شديد است يعنى : رنج گمراهى و محروميت از هدايت و سپس بى بهرهماندن كلى از همهء ميوههايى كه در آن طمع داشتند و آهسته به يكديگر مى گفتند كه چيزى از آن را به فقير ندهند . بنابر اين وقتى آنان نخست بر چنين تصميم همگى اتفاق كردند ، همگى نيز دچار غافلگيرى و محروميت شدند .