امّا اينان اين فرصت را نيز از دست دادهاند .
اينك به اندازهء توان خود به نكتههاى بلاغى آيه اشاره مىكنيم :
اسلوب اوّل : توصيف طمعى است كه در جان فرد رخنه كرده است ، و همه چيز را از ياد او مىبرد ، به جز آنچه كه طمع دارد ، از اين رو خداوند فرمود :
« إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ ، وَ لا يَسْتَثْنُونَ »
خداوند آنان را چون « اهل بوستان » آزمود ، اين تشبيه را در اصطلاح تشبيه تمثيلى مىنامند ، يعنى تشبيه حال سركشان متجاوز كه به خاطر داشتن ثروت و فرزند بسيار ، خود را بى نياز پنداشته ، پس طمع بر آنان چيره گشت ، تا اين كه آنان را در بدترين شرايط يعنى دشمنى با خداى متعال قرار داد ، به حال « اهل بوستان » كه خودخواهى آنان را فريفت ، و گمان كردند به هر چه بخواهند دست مىيابند ، و بر اين مطلب بدون آن كه عاقبت انديشى كنند ، و آنچه را خداوند بر سر آنان مىآورد ، حساب كنند ، سوگند ياد كردند .
بدون ترديد اين تشبيه براى تقريب و نزديك كردن معنى به ذهن است نه براى مساوات و برابرى ، زيرا كافران سركشتر و خودخواهترند ، و همهء تشبيهات به قيامت و پس از آن ، اين گونهاند ، يعنى براى تساوى نيستند ، زيرا مشبّه به ( حال قيامت ) در وجه شبه ( سختى و عذاب ) شديدتر است از مشبّه ( حال دنيا ) و اين نوع تشبيه فقط براى نزديك ساختن امر پنهان و دور به ذهن است بر اثر تمثيل به حاضر ، نظير تمثيل امور معنوى به امور حسّى ، و جزا و عقاب گر چه از امور حسّى است امّا پنهان و دور است .
اين آيه حال انسان طمعكار و حريص را بيان مىكند ، كه از فرط علاقه ، مورد طمع خود را ناگزير تحقّق يافته مىپندارد ، به اين جهت آنان قسم خوردند كه ميوههاى آن را « صرم » كنند يعنى آنها را از پايين قطع كرده ، و ريشه كن سازند ، و اين لفظ در اين جا بليغتر و رساتر از لفظ « قطع » است زيرا « صرم » به معناى قطع كردن از ريشه است ، يعنى نزديك به قلع و از بن كندن ، و از آنجا كه تصور خود را واقعى مىپنداشتند ، « صرم » را به « نون ثقيله » مؤكّد