شتاب داشتند ، خداوند اين حالت را اين گونه توصيف مىكند : « آنان در شرايطى كه بر تصميم خود اتفاق كرده بودند ، يكديگر را صدا زدند كه :
چنانچه مىخواهيد كشت و ميوههاى خود را - كه با دستانتان زمينش را بذر افشانى كرده و ميوههايش را رسيدگى نمودهايد - بچينيد ، بامدادان به جانب آن بشتابيد ، و تعبير به « صارمين » حاكى از ارادهء قاطع و بدون ترديد آنان بر چيدن ميوههاست .
حرص و شتاب آنان در آيات بعد مورد تأكيد قرار مىگيرد ، مى فرمايد :
« فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ »
از اين جملات چنين استفاده مىشود كه آنان در برخى از امور با يكديگر اتفاق و اتحاد داشتند ، و در برخى از امور ، اختلاف ، يعنى : در چيدن ميوهها و شتاب در آن و نيز بر امر پليدى كه آن را پنهان مىداشتند با هم توافق داشتند ، كلمهء « يتخافتون » بيانگر حال درونى و برونى آنان و پيشگيرى از كار خير است ، زيرا باز داشتن از كار نيك در سايه تصميم درونى و تفاهم پنهانى شكل مىپذيرد نه آشكارا . پس آهسته به يكديگر مىگفتند كه : چيزى به مسكين ندهند ، و از اين امر به « ممانعت از ورود مسكين به باغ » تعبير كرده است ، يعنى : آنان تنها به نبخشيدن به مسكين بسنده نمىكنند ، بلكه با تاكيد و اصرار از ورود او به باغ جلوگيرى مىكنند ، گرچه با فشار زور باشد ، تا چه رسد به راندن و طرد و بستن درها و گماردن نگهبان بر آن و قرآن با نون تأكيد ثقيله در « لا يدخلنها » اين اصرار ، را نشان مىدهد .
و امّا اختلاف و عدم توافق آنان در ورودشان به بستان ، و هر كدام در يك گوشه قرار گرفتن ، بود و « انطلقوا » حكايت از اين امر دارد .
پس آنان به سوى باغ روانه شدند ، در حالى كه در چيدن ميوهها و شتاب در آن ، و امتناع مؤكد از بخشش به مساكين ، هم رأى بودند ، خداوند در بيان شتاب آنان همراه با تصميم بر ندادن به فقرا مىفرمايد :
« وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ »
يعنى : بامدادان با قدرت و قاطعيت براى رفتن به باغ و چيدن ميوهها و ندادن حق فقير بلكه جلوگيرى از ورود او به باغ ، آهنگ كردند .