تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
است شايد فضولى باشد اگر بگوييم كه : اين آيات تصوير دلپذيرى از نفس بخيل و طمع او و پشيمانيش مىباشد ، زيرا قرآن همه‌اش با شكوه و دلپذير است . و هيچ سخنى در شكوه به پاى آن نمىرسد ، و هيچ گوينده‌اى توان آوردن مثل آن را ندارد . در اين آيات چند نكته به نظر مىرسد : 1 - توصيف فرد حريص و بى خبر از قدرت خداى متعال . 2 - بيان غفلت حريص از قضاى الهى و اين كه هر چيزى نزد خداوند روى حساب و نظم است . 3 - تشريح حال و افكار كسانى كه مانع از كار خير مىشوند . 4 - توضيح اين كه : چگونه پشيمانى بعد از آگاهى و تنبّه به دست مىآيد . 5 - سپس توصيف حالت پشيمانى و به دنبال آن توبه نصوح . 6 - پس از آن بيان حال اميدوارى به رضايت پروردگار . پيش از آن كه به توضيح اسلوب كلامى اين آيات بپردازيم خاطرنشان مى سازيم كه الفاظ به تنهايى اين نكات را در بر ندارند ، گر چه چندين بار به دقت مورد نظر قرار گيرند ، بلكه تناسب آنها با هم و لحن يكنواختشان كه به عمق جانها مىنشيند ، به همراه معانى منسجم ، همگى با هم ، طمعكاران بخيل را به تصوير مىكشند كه چگونه با حرص و طمع شديد و سخت آغاز مىكنند و به هر چيز طمع مىورزند و به حصولش براى خويش - طبق طمع خويش - اطمينان پيدا مىكنند سپس از هر كار خيرى خود را باز مىدارند . و سرانجام غافلگير مىشوند . مخفى نماند كه از نحوهء تمثيل چنين به دست مىآيد كه موضوع كلّى آيات دربارهء كسى است كه بسيار از كار خير منع مىكند ، زيرا كه داراى ثروت و فرزند است و ثروتى را كه خدا به او عطا كرده ، سبب غرورش شده است ، سپس او را به كفر و تجاوز وادار كرده است ، و سرانجام از آن نعمتها محروم شده و روز قيامت در برابر عذاب دردناك قرار مىگيرد ، البته اهل بستان - كه در آيه بدان اشاره رفته است - فرصت اميدوارى پس از پشيمانى را داشتند