تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
كلام هماهنگى در معانى را نيز مشاهده مىكنيم ، زيرا همگى حكايت از شرافت شريعت به واسطهء شرافت سرچشمهء آن يعنى خداوند متعال دارد ، و نيز دلالت بر عظمت خود معانى دارد ، پس شريعت دو شرافت دارد يكى از نظر معانى و ديگرى چون كه از جانب خداست ، حال كدام سخن بليغ به اين مرتبه از هماهنگى بين الفاظ و معانى مىرسد ؟ ! سياق اين آيه عالى ، در بردارندهء نشانه رسالت است و مىفرمايد :
« ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ . . . »
اين جمله در عين اخصار سه حقيقت را در بر دارد : اوّل : پيامبر ( ص ) علم نوشتن را نمىدانست ، بنابر اين نه مىخواند و نه مى نوشت ، در اين جمله از « علم » به « درايت » تعبير شده است ، زيرا « درايت » دانشى است كه با تعلّم و ممارست به دست مىآيد ، ( دانش اكتسابى ) پس پيامبر ( ص ) اين گونه دانشى نداشت ، و نيز نفى درايت در « ايمان » شده است ، زيرا كسى علم ايمان را به او نياموخت ، جز اين كه الهامى از سوى خداوند بود كه فطرت سليم و استوار او را كمك كرد . گاهى گفته مىشود كه : با توجه به اين كه پيامبر ( ص ) از وقتى كه به حد تشخيص رسيده بود و بلكه پيش از آن ، با ايمان بود ، پس چگونه اين آيه مى گويد : او ايمان را نمىدانست ؟ پاسخ اين است كه : آرى او موحّد و خداشناس بود ، امّا ساير مسائل مربوط به ايمان از قبيل : نمازها ، صدقات ، تنظيم و اداره جامعه ، و روش مبادلهء صحيح را نمىدانست و آيات ذيل به همين معنى تفسير شده است :
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى
« آيا خدا تو را يتيمى نيافت كه در پناه خود جاى داد ، و تو را گم كرده يافت ، پس راهنمايى كرد » 69 . دوّم : اين سخن عالى شاهد است بر اين كه قرآن از جانب خداست ، نه از سوى پيامبر ( ص ) چرا كه او نه مىخواند و نه مىنوشت ، و همين مطلب در سورهء ديگرى نيز آمده است :