( براى اعمال بد خويش ) نداشته باشند ، پس هر كس كه آگاه و روشن شد و هدايت يافت ، به سود خود گام برداشت . و هر كه گمراه شد ، ضررش نصيب خودش مىشود ، و خداوند به بندگانش ستم روا نمىدارد .
2 - هدايت برتر كه عبارت است از سرشار شدن قلب از ايمان ، پس از اين كه در راهش گام برداشت و به آن راه يافت ، و اين هدايت ويژهء بندگان مؤمن خداست كه او هدايت آنان را خواسته است .
پس از آن به داورى عادلانه دربارهء ثواب به مطيع ، و كيفرى كه گنهكار استحقاق دارد پرداخته است و مىفرمايد :
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ »
يعنى : نتيجه كردارها تنها به سوى او باز مىگردد ، و هر فردى در گرو كردار خويشتن است ، پس هر كه عمل نيك يا بد انجام دهد ، سزاى آن را خواهد ديد .
و به اين ترتيب هماهنگى و انسجام معانى و پشت سر هم آمدن مقاصد را در اين آيات ديديم ، كه به طور خلاصه نخست بعثت پيامبر ( ص ) و دادن معجزهء قرآن - كه هرگز در آن باطل راه ندارد - را به او تشريح كرد ، و سپس حجت بر راستى قرآن را خاطر نشان ساخت ، و بعد آن را « نور » خواند ، و نيز فرمود : عمل پيامبر ( ص ) ارشاد و بيان راه حق است . و هدايت پس از آن صورت مىپذيرد .
اين بود هماهنگى معانى ، و اين كه هر معنى زير بنا و اساس معناى دوّم است و معناى دوّم مبتنى بر معناى اوّل ، و خود اساس معناى سوّم است و همين طور . . . امّا انسجام الفاظ در آهنگ و حروف ، كارى است بيرون از توان بشر . و از چنين كلامى اسلوب سخن براى مواردى كه نامبرده مىشود به وجود مىآيد :
براى وحى و قرآن و نور آن و هدايت انبياء و موقعيت آن ، و هدايت خداى متعالى و نتيجهاش در دلهاى بندگان مخلص خدا - نه شهوت پرستان و هوا پرستان - .
اسلوب سخن قرآن دربارهء طمع و بخل و سپس پشيمانى
آياتى را كه ذكر مىكنيم بيانگر حال كسانى است كه طمع بر آنان