شود و ديگر لحظهاى آنها مهلت نخواهند يافت ، و چنانچه فرشتهاى نيز به رسالت فرستيم او را به صورت بشرى درآورديم و بر آنان همان لباس كه مردمان پوشند بپوشانيم » 67 .
بنابر اين واژهء « اوحينا » علاوه بر شيرينى لفظش ، به تمام اين معانى دلالت دارد ، امّا نوع وحى بيان نشده است ، زيرا وحى از نظر خطاب خداى متعال به پيامبرانش به طور عامّ و به محمد خاتم النبيين ( ص ) به طور خاصّ ، داراى انواع گوناگونى است ، يعنى : يا به واسطهء رسولى است كه ديده مىشود و سخنش شنيده مىشود ، مانند ابلاغ جبرئيل به پيامبر ( ص ) كه تنها حضرت او را مىديد و يا به صورت الهام و دريافت به قلب ، همانطور كه خود فرمود :
« جبرئيل به قلب من الهام كرد كه ، هيچ كس نمىميرد تا اين كه روزى او كامل شود » 68 .
و يا به صورت خطاب خداوند و شنيدن كلام او به طور غير حسّى ، چون معراج و واجب شدن نمازها .
و خداوند به همه اين اقسام ؛ پيغمبر اسلام ( ص ) را مورد وحى قرار مىداد .
در اين آيه « وحى » به خدا نسبت داده شده است ، و اين بيان عظمت وحى است و وحى به پيامبر در حالى كه خداى او را طرف خطاب قرار داده نشانه بلندى مقام پيامبر ( ص ) است ، و به اين ترتيب هماهنگى در عظمت رسالت و رسول برقرار مىشود .
مقصود از كلمهء « روح » بنا به گفته بيشتر مفسران جبرائيل است ، و به نظر ما اين كلمه شامل جبرائيل ( ع ) مىشود ، زيرا خداوند او را « روح القدس » ناميده است ، بنابر اين « وحى » در آيه به معناى فرستادن خواهد بود ، و نيز مىتواند شامل قرآن و شامل خود شريعت باشد ، و شريعت را از آن جهت « روح » نامند كه در آن معناى بقاء و حيات تا روز قيامت ، وجود دارد ، و نسبت دادن به « امر خدا » به خاطر گرامى داشت شريعت و تمجيد كسى است كه شريعت براى او آمده است ، و به نام آن مبعوث شده است .
و به اين ترتيب علاوه بر تناسب و انسجام الفاظ در نسق و آهنگ و طنين
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص١٥٨