غيب ، يا رسولى فرستد تا به امر خدا هر چه او خواهد وحى كند همانا او بلند مرتبهء حكيم است » 66 .
اكنون مىپردازيم به نمونههايى از اسلوب در سخن ، كه پيش از اين آگاهى دادن به برخى از آنها را وعده داده بوديم ، و ما هرگز توان ادراك همه آنها را نداريم ، و شايد ديگران بتوانند ، تعداد ديگرى را درك كنند ، و من گمان نمىكنم ، همهء ما بتوانيم به حقيقت و كنه آنها دست يابيم .
در اين آيات مىبينيم واژهء « كذلك » اين آيات را به ما قبل ، ارتباط مىدهد ، و به عظمت خدا كه با جملهء
« إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ »
در آيه قبل آمده بود ، و نيز به فلسفه انتخاب روش وحى در رسالت حضرت محمد ( ص ) اشاره مىكند .
بعد به كلمات « اوحينا » ، « روحا » و « من امرنا » نظر مىكنيم ، و آنها را در تلفظ و آهنگ منسجم مىيابيم .
من نمىخواهم در مورد انسجام الفاظ سخن بگويم ، زيرا نيازى به توضيح ندارد ، و فرد با ذوق با شنيدن آنها ، اين جهت را به طور محسوس مىيابد ، بلكه مىخواهم هماهنگى در معنى را - كه از آن اسلوب جالب سخن پديد مىآيد - توضيح دهم :
كلمهء « اوحينا » بر اين دلالت دارد كه خطاب خداوند متعال به رسولانش ، آشكارا نيست ، كه همه كس آن را بشنود و از آن آگاه شود ، زيرا خطاب به رسول به طور معمول بين فرستنده ( مرسل ) و فرستاده شده ( رسول ) مىباشد .
و تعبير به « اوحينا » ابطال سخن كسانى است كه مىگويند :
« أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً »
« خدا را آشكارا بما نشان ده ! » يا كسانى كه از روى نادانى به مقام خداوند و رسولان او مىگويند : « چرا بر پيامبر ( ص ) ، فرشته نازل نمىشود » يعنى ما خودمان او را ببينيم ، از اين رو خداوند سخن آنان را ردّ نموده و فرموده است :
وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ
« گفتند : چرا بر او فرشته نازل نمىشود ، و چنانچه فرشته بفرستيم كار تمام