( ص ) قبل از نزول قرآن با كتاب و ايمان آشنا نبود ، و بعد از نزول هدايت يافت و آگاه شد ، و به جايى رسيد كه - با اين كه پيش از اين به حقيقت كتاب و تفصيل ايمان ، آشنا نبود - مسؤوليت ارشاد و هدايت مردم را به عهده گرفت ، پس معلوم مىشود كه قرآن ، از طرف خداوند براى پيامبر ( ص ) و سپس براى مردم است » .
و در جملهء والاى
« وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً . . . »
استعاره تمثيلى است ، يعنى قرآن بسان نور تابناكى است ، كه در پرتو آن رهرو گمراه نمىشود ، و چيزى بر او پنهان نمىماند ، بلكه با تمثيل به نور تشبيه را تأكيد كرده است . يعنى عيب و نقص از افرادى است كه حقايق و علومش را نمىيابند - نه از قرآن - و نسبت دادن نور به خداى متعال ، گراميداشت فوق العاده آن است ، و اين با نسق ابتداى آيات ، مناسب است ، امّا با اين كه نور هدايتگر است ، مردم جز به خواست خدا ، در پرتو آن هدايت نمىشوند ، پس فرمود :
« . . . مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا . . . »
و او با اين جمله ، تسلط خويش را بر دلها روشن ساخت ، و هدايت را ويژهء فردى قرار داد كه به بندگى خدايى كه سلطنتش متعالى و عدالتش استوار است ، مفتخر مىباشد ، و اين سخن به اين مطلب اشاره دارد كه اراده حق به هدايت كسى تعلق مىگيرد كه نفس خويش را خالص براى اطاعت خدا قرار دهد و به بندگى خدا مفتخر شود و از دوستان شيطان نباشد .
خداوند با نسبت هدايت و ارشاد و نشان دادن راه مستقيم ، به پيامبر ( ص ) مقام او را بالا مىبرد ، پس او نورى است كه همراهش نور كتاب است ، از اين رو فرمود :
« وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
در اين جا حق تعالى عمل پيغمبر ( ص ) يعنى : بيان راه حق و فرا خواندن به آن را ، مورد تأكيد قرار داده است ، و اين كه : آن راهى است بدون انحراف و پريشانى .
پس در اين جا دو هدايت وجود دارد .
1 - هدايت ارشاد و توجيه مردم و آشكار كردن حقيقت و فرا خواندن به آن ، و اين به عهدهء رسولان است ، تا اين كه بعد از آنها مردم ، حجتى نزد خدا