تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
خواهى يافت » 63 . اين سخن باقلانى در كتابش بود ، و اگر ما از مغلق بودن عبارتش صرف نظر كنيم ، و به مقصود او بنگريم آن را صحيح و دقيق مىيابيم ، چه اين كه بر هيچ كلامى چون قرآن منطبق نمىشود ، و اين كه قرآن نسبت به كلام بشر از جايگاهى و الا و بلند برخوردار است . و نيز انسجام تنها در نظم و آهنگ الفاظ نيست ، بلكه شامل يكنواختى در معانى همانند الفاظ مىشود ، بنابر اين معناى يك لفظ از معناى مجاور ، بيگانه نيست . آرى از مجموع الفاظ و معانى ، و صورتهايى كه بدان اشاره دارند ، و معانى متداعى و به هم پيوسته‌اى را كه بر مىانگيزند ، دانشى پر مايه و ثمر بخش پديد مىآيد ، و به تعبير « وليد بن مغيره » . « بالاى آن ( همچون شاخه‌هاى درختان برومند ) پر ثمر و پايين آن ( مانند ريشه‌هاى درختان كهن ) پر مايه است » . شاهد بر گفتار ما قصّه عربى است كه اين آيه را شنيد :
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر عملشان ببريد ، اين عقوبتى است كه خدا بر آنان مقرر داشته است ، و خدا مقتدر و داناست » 64 . فردى كه اين آيه را مىخواند ، به اشتباه گفت : « غفور رحيم » آن عرب گفت : طبق آيه ، دستها ، از باب « نكال » و جزا ، قطع مىشوند ، پس با بخشش و رحمت تناسبى ندارد ، آن فرد به خود آمد و اين معنى را درك كرد . انسجام و هماهنگى در معانى و الفاظ و اسلوب و لحن آنها در تمامى آيات قرآن به وضوح ديده مىشود ، نه اين كه انسجام در آيه يا سوره‌اى باشد و در آيه و سوره ديگر نباشد و در آن لفظى كه ذهن را به جانبى ، متوجّه مىكند و به دنبالش لفظى بيايد كه ذهن را به جانب ديگر برگرداند ، نمىيابيم ، بلكه همه جوانب ، يا به تقابل و در مقابل هم قرار گرفتن و يا به چسبندگى و همجوارى با يكديگر پيوند دارند ، و در هر دو صورت معناى يك كلمه ، آماده كننده معناى